چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - اعمال منافقانه
سوم: آنها دست دهنده ندارند، بلكه«دستهايشان را مى بندند»: نه در راه خدا انفاق مى كنند، نه به كمك محرومان مى شتابند، و نه خويشاوند و آشنا از كمك مالى آنها بهره مى گيرند(وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ).
روشن است آنها چون ايمان به آخرت و نتايج و پاداش «انفاق» ندارند، در بذل اموال، سخت بخيلند؛ هر چند آنها براى رسيدن به اغراض شوم خود، اموال فراوانى خرج مى كنند و يا به عنوان رياكارى بذل و بخششى دارند، امّا هرگز از روى اخلاص و براى خدا دست به چنين كارى نمى زنند.
چهارم: تمام اعمال و گفتار و رفتارشان نشان مى دهد كه«آنها خدا را فراموش كردهاند.» و نيز وضع زندگى آنها نشان مى دهد كه«خدا هم آنها را از بركات و توفيقات و مواهب خود فراموش نموده است.» يعنى، با آنها معامله فراموشكار كرده است و آثار اين دو فراموشى در تمام زندگى آنان آشكار است(نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ).
بديهى است نسبت «نسيان» به خدا به معناى فراموشى واقعى نيست، بلكه كنايه از اين است كه با آنها معامله شخص فراموشكار مى كند؛ يعنى، هيچ گونه سهمى از رحمت و توفيق خود براى آنها قائل نمى شود.
اينگونه تعبير حتّى در سخنان روزمرّه نيز ديده مى شود كه مثلًا مى گوييم: چون تو وظيفه خود را فراموش كردى، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش تو را فراموش خواهيم كرد؛ يعنى، مزد و پاداشى به تو نخواهيم داد. اين معنا در روايات اهلبيت عليهم السلام نيز كراراً وارد شده است. [١]
قابل توجّه اينكه: موضوع نسيان پروردگار با «فاء تفريع» بر نسيان آنها عطف شده است؛ يعنى، فراموشكارى آنها نسبت به فرمان الهى و ذات پاك او اثرش اين است كه خدا هم آنها را از مواهب خويش محروم سازد و اين «نتيجه» عمل آنهاست.
[١]. به تفسير نورالثّقلين، ج ٢، ص ٢٣٩ و ٢٤٠ مراجعه فرماييد.