چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - منافقان داخلى و خارجى
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من نيز سوگند ياد مى كنم، چنين كارى را نخواهم كرد، مگر اين كه خداوند به من اجازه دهد.
آيه فوق نازل شد كه خداوند توبه آنها را پذيرفته، و پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را از ستون مسجد باز كرد.
آنها به شكرانه اين موضوع، همه اموال خود را به پيامبر تقديم داشتند، و عرض كردند:
اين همان اموالى است كه به خاطر دلبستگى به آن، ما از شركت در جهاد خوددارى كردهايم، همه اينها را از ما بپذير و در راه خدا انفاق كن!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: هنوز دستورى در اين باره بر من نازل نشده است؛ چيزى نگذشت كه آيه بعد نازل شد، و دستور داد: پيامبر قسمتى از اموال آنها را برگيرد، و مطابق بعضى از روايات، يك سوم از اموال آنها را پذيرفت.
در پارهاى ديگر از روايات مى خوانيم: آيه فوق درباره «ابولبابه» و راجع به داستان «بنى قريظه» است.
بنى قريظه، گروهى از «يهود» بودند، با ابو لبابه مشورت كردند آيا تسليم حكم پيامبر صلى الله عليه و آله بشوند يا نه؟
او گفت: اگر تسليم شويد همه شما را سر مى برند! سپس از اين گفته خود پشيمان شد و توبه كرد، و خود را به ستون مسجد بست تا آيه فوق نازل شد و خداوند توبه او را پذيرفت. [١]
توبه كاران:
پس از اشاره به وضع منافقان داخل و خارج «مدينه» در آيه قبل، در اينجا به وضع
[١]. تفسير مجمعالبيان، ذيل آيه مورد بحث، وتفاسير ديگر؛ بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٦٧ و ٩٣ و ٩٤، و ج ٢١، ص ٢٠١؛ تفسير قمى ، ج ١، ص ٣٠٣ و ٣٠٤ (دارالكتاب، ١٤٠٤ ه. ق).