چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - گشودن راه توبه بروى منافقان
يَكُ خَيْراً لَّهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَاباً أَلِيماً فِى الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِى الْأَرْضِ مِنْ وَلِىٍّ وَلَا نَصِيرٍ
به خدا سوگند ياد مى كنند كه (در غياب پيامبر، سخنان كفرآميز) نگفتهاند؛ در حالىكه به يقين سخنان كفرآميز گفتهاند؛ و پس از اسلام آوردنشان، كافر شدهاند؛ و تصميم (به كار خطرناكى) گرفتند كه به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش آنان را به فضل (و كرم) خود بى نياز ساختند! (با اين حال) اگر توبه كنند براى آنها بهتر است؛ و اگر روى گردانند خداوند آنها را در دنيا و آخرت به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد و در سراسر روى زمين نه ولىّ و حامى دارند و نه ياورى!
در شأن نزول اين آيه روايات مختلفى نقل شده كه همه آنها نشان مى دهد بعضى از منافقان، مطالب زنندهاى درباره اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله گفته بودند و پس از فاش شدن اسرارشان سوگند دروغ ياد كردند كه چيزى نگفتهاند؛ و همچنين توطئهاى بر ضدّ پيامبر صلى الله عليه و آله چيده بودند كه خنثى گرديد.
از جمله اينكه، يكى از منافقان به نام «جلاس» در ايّام غزوه تبوك پس از شنيدن بعضى از خطبههاى پيامبر صلى الله عليه و آله شديداً آن را انكار كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله را تكذيب نمود؛ و پس از بازگشت به مدينه شخصى به نام «عامر بن قيس» كه اين جريان را شنيده بود، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سخنان «جلاس» را بازگو كرد ولى هنگامى كه خود او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، موضوع را انكار نمود. پيامبر صلى الله عليه و آله به هر دو دستور داد در مسجد در كنار منبر سوگند ياد كنند كه دروغ نمى گويند. هر دو سوگند ياد كردند، ولى «عامر» عرض كرد: خداوندا! آيهاى بر پيامبرت نازل كن و آن كس كه راستگو است معرفى فرما! پيامبر و مؤمنان آمين گفتند.
جبرئيل نازل شد و آيه فوق را به پيامبر صلى الله عليه و آله ابلاغ كرد. هنگامى كه به جمله«فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَّهُمْ» رسيد «جلاس» گفت: اى رسول خدا، پروردگار به من پيشنهاد