چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - لزوم ايستادگى در برابر منافقان
انواع انحرافهاى اخلاقى مى شوند، و سرانجام درد سر آفرين خواهند بود.
منتها براى كسانى كه ثروت و نيروى انسانى را اصيل مى پندارند و چگونگى مصرف آن، براى آنها مطرح نيست، زندگانى اينگونه اشخاص دورنماى دل انگيزى دارد، امّا اگر به متن زندگيشان نزديكتر بشويم و به اين حقيقت نيز توجّه كنيم كه چگونگى بهرهبردارى از اين امكانات مطرح است، تصديق خواهيم كرد كه هرگز افراد خوشبختى نيستند!
دو نكته شايان دقّت:
١ درباره شأن نزول آيه نخست، روايات متعدّدى وارد شده است، كه خالى از اختلاف نيست.
از بعضى از اين روايات استفاده مى شود كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه عبداللَّه بن ابَىّ (منافق مشهور) از دنيا رفت، بر او نماز گزارد، و كنار قبر او ايستاد و دعا كرد، حتّى پيراهن خود را به عنوان كفن بر او پوشانيد، سپس آيه فوق نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله را از تكرار اين كار نهى كرد.
در حالى كه از بعضى ديگر از روايات بر مى آيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم داشت نماز بر او بگزارد، جبرئيل نازل شد و اين آيه را بر او خواند و او را از اين كار بازداشت. بعضى ديگر چنين مى گويند كه پيامبر صلى الله عليه و آله نه نماز بر او گزارد و نه تصميم بر اين كار داشت، بلكه تنها پيراهن خود را براى تشويق قبيله «عبداللَّه» فرستاد، تا به عنوان كفن در تن او كنند و هنگامى كه پرسيدند: چرا چنين اقدامى فرموديد، در حالى كه او مرد بى ايمانى است؟ فرمود: پيراهن من باعث نجات او از عذاب الهى نخواهد شد، ولى من اميدوارم كه به خاطر اين عمل گروه زيادى مسلمان شوند، و چنين نيز شد كه پس از اين جريان عدّه فراوانى از قبيله خزرج مسلمان گشتند.