چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - توبه كاران
ديگران خباثت و آلودگى بيشترى داشتند پرداخته، مى گويد: «و نيز به خاطر بياوريد هنگامى را كه گروهى از آنها گفتند: اى مردم يثرب (مدينه)! اينجا جاى توقّف شما نيست، به خانههاى خود بازگرديد(وَإِذْ قَالَتْ طَّائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَامُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا)!»
خلاصه، در برابر اين انبوه دشمن، كارى از شما ساخته نيست، خود را از معركه بيرون كشيده و خويشتن را به هلاكت و زن و فرزندتان را به دست اسارت نسپاريد!
و بهاين ترتيب مى خواستند جمعيّت انصار را از لشكر اسلام جدا كنند، اين از يك سو.
از سوى ديگر،«گروهى از همين منافقان كه در مدينه خانه داشتند، از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه مى خواستند كه باز گردند و براى بازگشت خود عذر تراشى مى كردند؛ از جمله مى گفتند: خانههاى ما ديوار و در و پيكر درستى ندارد، در حالى كه چنين نبود؛ آنها فقط مى خواستند صحنه را خالى كرده، فرار كنند(وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِىَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِىَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَاراً)».
واژه «عوره» در اصل از مادّه «عار» است و به چيزى گفته مى شود كه آشكار ساختنش موجب عار باشد؛ به شكافهايى كه در لباس يا ديوار خانه ظاهر مى شود، و همچنين به نقاط آسيبپذير مرزها، و آنچه انسان از آن بيم و وحشت دارد نيز «عوره» گفته مى شود. در اينجا منظور، خانههايى است كه در و ديوار مطمئنّى ندارد و بيم حمله دشمن به آن مى رود.
«منافقان» با مطرح ساختن اين عذرها مى خواستند ميدان جنگ را ترك كرده و به خانههاى خود پناه برند.
در روايتى آمده است كه طايفه «بنى حارثه» كسى را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند و گفتند خانههاى ما بدون حفاظ است و هيچ يك از خانههاى انصار همچون خانههاى ما نيست، و ميان ما و طايفه «غطغان» كه از شرق مدينه هجوم آوردهاند، حايل و مانعى وجود ندارد، اجازه فرما به خانههاى خود باز گرديم و از زنان و فرزندانمان دفاع كنيم؛ پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد.