چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - در آيه ٧٥ تا ٧٨ سوره توبه
در ميان مفسّران معروف است كه اين آيات درباره يكى از «انصار» به نام «ثَعْلَبَةَ بن حَاطِب» نازل شده است. او كه مرد فقيرى بود و مرتّب به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمد، اصرار داشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كند تا خداوند مال فراوانى به او بدهد! پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «قَلِيلٌ تُؤَدِّى شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لَا تُطِيقُهُ؛ مقدار كمى كه حقّش را بتوانى ادا كنى، بهتر از مقدار زيادى است كه توانايى اداى حقّش را نداشته باشى!» آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر صلى الله عليه و آله خدا تأسّى جويى و به زندگى سادهاى بسازى! ولى ثعلبه دست بردار نبود، و سرانجام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد به خدايى كه تو را به حق فرستاده سوگند ياد مى كنم، اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند تمام حقوق آن را مى پردازم، پيامبر صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد.
چيزى نگذشت كه طبق روايتى پسر عموى ثروتمندى داشت از دنيا رفت و ثروت سرشارى به او رسيد؛ و طبق روايت ديگرى گوسفندى خريد و به زودى زاد و ولد كرد، آنچنان كه نگاهدارى آنها در مدينه ممكن نبود، ناچار به آبادىهاى اطراف مدينه روى آورد و آنچنان مشغول و سرگرم زندگى مادّى شد كه در نماز جماعت و حتّى نماز جمعه نيز شركت نمى كرد.
پس از مدّتى پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور جمع آورى زكات رانزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد؛ ولى اين مرد كم ظرفيّت و تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حقّ الهى خودارى كرد، نه تنها خوددارى كرد، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض نمود و گفت: اين حكم برادر «جزيه» است؛ يعنى، ما مسلمان شدهايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات، چه فرقى ميان ما و غير مسلمانان باقى مانده!
در حالى كه او نه مفهوم «جزيه» را فهميده بود، و نه مفهوم زكات را، و يا فهميده بود امّا دنيا پرستى اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نمى داد؛ به هرحال، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سخن او را شنيد فرمود: «يا وَيْحَ ثَعْلَبَه! يا وَيْحَ ثَعْلَبَه!؛ واى بر ثعلبه! اى واى بر ثعلبه!» و در اين هنگام آيات فوق نازل شد.