چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - توبه كاران
وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَأَ تَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيراً
در حالى كه اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مى شدند و پيشنهاد بازگشت به فتنه (و سوى شرك) به آنان مى كردند مى پذيرفتند، و جز مدّت كمى (براى انتخاب اين راه) درنگ نمى كردند.
وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَايُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا
با اينكه آنان قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند؛ و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسؤلند).
قُلْ لَّنْ يَنْفَعَكُمْ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذاً لَّاتُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
بگو: اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد، سودى به حال شما نخواهد داشت؛ و در آن هنگام جز بهره كمى از زندگانى نخواهيد داشت.
كوره آزمايش جنگ احزاب چنان داغ شد، كه همگى در اين امتحان بزرگ درگير شدند.
روشن است در اين لحظات بحرانى، افرادى كه در شرايط عادى ظاهراً در يك صف قرار دارند به صفوف مختلفى تقسيم مى شوند. در اينجا نيز مسلمانان به گروههاى مختلفى تقسيم شدند:
جمعى مؤمنان راستين بودند؛ گروهى خواصّ مؤمنان؛ جمعى افراد ضعيف الايمان؛ جمعى منافق؛ و بالاخره جمعى منافق لجوج و سرسخت.
گروهى در فكر خانه و زندگى خويشتن و در فكر فرار بودند؛ جمعى سعى داشتند ديگران را از جهاد باز دارند؛ و گروهى تلاش مى كردند رشته اتّحاد خود را با منافقين محكم كنند.