چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - منافقان، متعصّب و مستكبرند
(و شايد دق مرگ شد).
هنگامى كه اين آيات نازل شد و دروغ عبداللَّه ظاهر گشت، بعضى به او گفتند: آيات شديدى درباره تو نازل شده، خدمت پيامبر برو تا براى تو استغفار كند؛ عبداللَّه سرش را تكان داد، گفت: به من گفتيد ايمان بياور، آوردم؛ گفتيد: زكات بده، دادم؛ چيزى باقى نمانده كه بگوييد براى محمد سجده كن! و در اينجا آيه«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا» نازل گرديد.
منافقان، متعصّب و مستكبرند:
اين آيات همچنان ادامه بيان اعمال منافقان و نشانههاى گوناگون آنهاست، مى فرمايد: «هنگامى كه به آنها گفته شود بياييد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شما استغفار كند، سرهاى خود را از روى استهزا و كبر و غرور تكان مى دهند و مشاهده مى كنى كه از سخنان تو اعراض كرده، تكبّر مى ورزند(وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُّسْتَكْبِرُونَ)».
آرى، در برابر لغزش هايى كه از آنها سر مى زند و فرصت توبه و جبران آن را دارند، كبر و غرور به آنان اجازه نمى دهد كه در مقام جبران برآيند؛ نمونه بارز اين مطلب، همان عبداللَّه بن ابى بود كه ماجراى عجيب او را در شأن نزول خوانديم؛ هنگامى كه آن سخن بسيار زشت و ناروا را درباره پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان مهاجر گفت كه وقتى به مدينه باز گرديم عزيزان، ذليلان را بيرون خواهند كرد؛ و آيات قرآن نازل شد و سخت او را نكوهش نمود؛ به او پيشنهاد كردند كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بيايد تا براى او از درگاه خداوند آمرزش بطلبد، سخن نارواى ديگرى گفت كه حاصلش اين بود:
گفتيد ايمان بياورم، آوردم؛ گفتيد زكات بده، دادم؛ چيزى نمانده كه بگوييد براى محمّد سجده كن!