چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٥ - برخورد شديد قرآن با مسجد ضرار
دارد فاقد محتوا.
اين ساختمان هر آن ممكن است فرو بريزد، مكتب اهل نفاق نيز هر لحظه ممكن است باطن خود را نشان دهد و به رسوايى بينجامد. پرهيزگارى و جلب رضاى خدا، يعنى هماهنگى با واقعيّت و همگامى با جهان آفرينش و نواميس آن، بدون شك عامل بقا و ثبات است؛ امّا نفاق يعنى بيگانگى با واقعيّتها و جدايى از قوانين آفرينش، بدون ترديد عامل زوال و فناست.
و از آنجا كه گروه منافقان هم به خويشتن ستم مى كنند و هم به جامعه، در آخر آيه مى فرمايد: «خداوند ظالمان را هدايت نمى كند(وَاللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)!»
همانگونه كه بارها گفتهايم هدايت الهى يعنى فراهم ساختن مقدّمات براى رسيدن به مقصد، تنها شامل حال گروهى مى شود كه شايستگى و استحقاق و آمادگى آن را داشته باشند، امّا ظالمانى كه از اين شايستگى دورند هرگز مشمول چنين لطفى نخواهند بود زيرا خداوند حكيم است و مشيّت و ارادهاش روى حساب.
در آخرين آيه اشاره به لجاجت و سرسختى منافقان كرده، مى گويد: آنها چنان در كار خود سر سختند و در نفاق سرگردان، و در تاريكى و ظلمت كفر حيرانند كه حتّى«بنايى را كه خودشان بر پا كردند، همواره به عنوان يك عامل شكّ و ترديد، يا يك نتيجه شكّ و ترديد، در قلوب آنها باقى مى ماند، مگر اين كه دلهاى آنها قطعه قطعه شود و بميرند(لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِى بَنَوْا رِيبَةً فِى قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ)!»
آنها در يك حالت حيرت و سرگردانى دائم به سر مى برند، و اين كانون نفاق و مسجد ضرارى كه بر پا كرده بودند به صورت يك عامل لجاجت و ترديد در روح آنها همچنان باقى مى ماند، هرچند آن بنا را پيامبر صلى الله عليه و آله بسوزاند و ويران كند، امّا گويى نقش آن از دل پر ترديدشان زائل نمى گردد.
و در آخر آيه مى گويد: «و خداوند دانا و حكيم است(وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)».