چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - نكات قابل توجّه در اين آيات
شوند؛ زيرا نواختن كوس مخالفت و قرار گرفتن در جبهه مقابل، علاوه بر مشكلات جنگ و صدمههاى اقتصادى، خطر نابودى آنها را در برداشت به ويژه اينكه عرب تمام قدرتش قبيله او بود و قبيلههاى آنها غالباً از آنان جدا شده بودند.
روى اين اصل راه سومى انتخاب كردند، و آن اينكه ظاهراً مسلمان شوند و درخفيه نقشه در هم شكستن اسلام را طرح ريزى كنند.
كوتاه سخن اينكه، بروز «نفاق» در يك اجتماع معمولًا معلول يكى از دو چيز است: نخست پيروزى و قدرت آيين انقلابى موجود و تسلّط آن بر اجتماع، و ديگر ضعف روحيّه و فقدان شخصيّت و شهامت كافى براى رويارويى با حوادث سخت.
٢ لزوم شناخت منافقان
بدون شك نفاق و منافق، مخصوص عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نبوده است و در هر جامعهاى اين برنامه و گروه وجود دارند؛ منتها بايد براساس معيارهاى حساب شدهاى كه قرآن براى آنها به دست مى دهد شناسايى شوند، تا نتوانند زيان و يا خطرى ايجاد كنند.
در آيات گذشته و همچنين سوره منافقين و روايات اسلامى نشانههاى مختلفى براى آنها ذكر شده است از جمله:
١ هياهوى بسيار و ادّعاهاى بزرگ، و گفتار زياد و عمل كم و ناهماهنگ.
٢ در هر محيطى رنگ آن محيط را گرفتن و با هر جمعيّتى مطابق مذاق آنان حرف زدن، با مؤمنان«آمَنّا» گفتن و با مخالفان«إِنَّا مَعَكُمْ».
٣ حساب خود را از مردم جدا كردن، و تشكيل انجمنهاى سرّى و مرموز دادن با نقشههاى حساب شده.
٤ خدعه و نيرنگ و فريب و دروغ و تملّق و چاپلوسى، پيمان شكنى و خيانت.
٥ خود برتر بينى، و مردم را ناآگاه، سفيه و ابله قلمداد كردن و خود را عاقل و هوشيار دانستن.