چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠ - منافقان، متعصّب و مستكبرند
روشن است كه روح اسلام، تسليم در برابر حقّ است و كبر و غرور، هميشه مانع اين تسليم است؛ به همين دليل، يكى از نشانههاى منافقان، بلكه يكى از انگيزههاى نفاق را همين خودخواهى و خود برتر بينى و غرور مى توان شمرد.
«لَوَّوْا» از ماده «لَىَّ» در اصل به معناى «تابيدن طناب» است، و به همين مناسبت به معناى برگرداندن سر و يا تكان دادن سر، نيز آمده است. «يَصُدُّونَ» چنانكه قبلًا نيز گفتيم در دو معنا به كار مى رود: «منع كردن» و «اعراض نمودن»، و مناسب آيه مورد بحث، معناى دوم، و مناسب آيه گذشته معناى اوّل است.
در آيه بعد، براى رفع هرگونه ابهام در اين زمينه، مى افزايد: «به فرض كه آنها نزد تو بيايند و براى آنها استغفار كنى، زمينه آمرزش در آنها وجود ندارد؛ بنابراين، تفاوتى نمى كند كه براى آنها استغفار كنى يانكنى، هرگز خداوند آنها را نمى بخشد(سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ)!»
دليل آن هم اين است كه: «خداوند، قوم فاسق را هدايت نمى كند(إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ)!»
و به تعبير ديگر، استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله علّت تامّه براى آمرزش نيست، بلكه مقتضى است؛ و تنها در صورتى اثر مى گذارد كه زمينه مساعد و قابليّت لازم فراهم شود؛ اگر به راستى آنها توبه كنند و تغيير مسير دهند و از مركب كبر و غرور پياده شوند و سر تسليم در مقابل حق فرود آورند، استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله و شفاعت او مسلّماً مؤثّر است، و در غير اين صورت كمترين اثرى نخواهد داشت.
شبيه همين معنا در آيه ٨٠ سوره توبه نيز آمده است كه درباره گروه ديگرى از منافقين مى گويد: «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَاتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ؛ و چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، تأثيرى ندارد، حتّى اگر هفتاد بار براى آنها، استغفار كنى، خداوند آنها را