چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - داستان پراهمّيّت مسجد ضرار
(امّا) اين بنايى را كه آنها ساختند، همواره به صورت يك وسيله شكّ و ترديد در دلهايشان باقى مى ماند، مگر اينكه دلهايشان پاره پاره شود (و بميرند؛ و گرنه، هرگز از دل آنها بيرون نمى رود)؛ و خداوند دانا و حكيم است!
مفسّران در شأن نزول آيات فوق گفتهاند كه اين آيات درباره گروهى ديگر از منافقان نازل شده كه براى تحقّق بخشيدن به نقشههاى شوم خود اقدام به ساختن مسجدى در مدينه كردند كه بعداً به نام مسجد «ضرار» معروف شد.
اين موضوع را همه مفسّران اسلامى و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كردهاند، اگرچه در جزئيّات آن تفاوتهايى ديده مى شود.
خلاصه جريان به طورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مى شود، چنين است: گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و عرض كردند: به ما اجازه بده مسجدى در ميان قبيله بنىسالم (نزديك مسجد قبا) بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پير مردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند، و همچنين در شبهاى بارانى كه گروهى از مردم توانايى آمدن به مسجد شما را ندارند، فريضه اسلامى خود را در آن انجام دهند؛ و اين در موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم جنگ تبوك بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد، ولى آنها اضافه كردند: آيا ممكن است شخصاً بياييد و در آن نماز بگزاريد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
من فعلًا عازم سفرم، و هنگام بازگشت بخواست خدا به آن مسجد مى آيم و نماز در آن مى گزارم. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تبوك بازگشت، نزد او آمدند و گفتند: اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيايى و در آنجا نماز بگزارى، و از خدا بخواهى ما را بركت دهد؛ و اين در حالى بود كه هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله وارد دروازه مدينه نشده بود. در اين هنگام پيك وحى خدا نازل شد و آيات فوق را آورد و پرده از اسرار كار آنها برداشت، و به دنبال آن پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد مسجد مزبور را آتش زنند، و بقاياى آن را ويران كنند، و جاى آن را محلّ ريختن زبالههاى شهر سازند.