چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - آيات
آرى، منافقان درست به چنين مسافرى مى مانند؛ آنها در ميان مؤمنان روز افزون كه همچون سيل خروشان و باران پرپشتى به هر سو پيش مى روند قرار گرفتهاند؛ افسوس كه به پناهگاه مطمئنّ ايمان، پناه نبردهاند تا از شرّ صاعقههاى مرگبار مجازات الهى نجات يابند.
جهاد مسلّحانه در برابر دشمنان، همانند خروش رعد و صاعقه بر سر آنها فرود مى آمد؛ گاهگاه فرصتهايى، براى پيدا كردن راه حق نصيبشان مى شد و انديشه هايشان بيدار مى گشت؛ ولى افسوس كه اين بيدارى همچون برق آسمان ديرى نمى پاييد؛ تا مى خواستند چند گامى بردارند خاموش مى شد و تاريكى غفلت و سپس توقّف و سرگردانى جاى آن را مى گرفت.
پيشرفت سريع اسلام همچون برق آسمانى چشم آنها را خيره كرده بود، و آيات قرآن كه پرده از رازهاى نهانيشان بر مى داشت همچون صاعقهها آنها را هدف قرار مى داد؛ هر دم احتمال مى دادند آيهاى نازل گردد و پرده از رازهاى ديگرى بردارد و رسواتر شوند. چنانكه قرآن در آيه ٦٤ سوره توبه مى گويد: «يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان از اين مى ترسند كه سورهاى بر ضدّ آنها نازل شود و آنچه در درون مخفى مى دارند فاش گردد. بگو هر چه مى خواهيد استهزا كنيد خدا آنچه را از آن مى ترسيد ظاهر مى سازد.»
منافقان از اين وحشت داشتند كه با علنى شدن اسرارشان، فرمان جنگ از طرف خدا با اين دشمنان خائن داخلى صادر شود و مسلمانان كه در آن روز قوى و نيرومند بودند بر آنها حمله كنند؛ آنچنان كه قرآن مى گويد: «لَّئِنْ لَّمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَايُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا* مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا[١]؛ اگر منافقان و آنهايى كه قلبشان بيمار است و كسانى
[١]. سوره احزاب، آيه ٦٠ و ٦١.