چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - نمونه ديگرى از كارشكنى منافقان
آنها به تخلّف خودشان از شركت در ميان جهاد قناعت نكردند، بلكه با وسوسههاى شيطانى كوشش داشتند، ديگران را نيز دلسرد يا منصرف سازند: «و به آنها گفتند: در اين گرماى سوزان تابستان به سوى ميدان نيز حركت نكنيد(وَقَالُوا لَاتَنفِرُوا فِى الْحَرِّ)!»
در حقيقت آنها مى خواستند هم اراده مسلمانان را تضعيف كنند، و هم شريكهاى بيشترى براى جرمشان فراهم سازند.
سپس قرآن روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و با لحن قاطع و كوبندهاى به آنها چنين پاسخ مى گويد: «به آنها بگو آتش سوزان دوزخ از اين هم گرمتر و سوزانتر است، اگر بفهمند(قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ)!»
ولى افسوس كه بر اثر ضعف ايمان، و عدم درك كافى، توجّه ندارند كه چه آتش سوزانى در انتظار آنهاست؛ آتشى كه يك جرقّه كوچكش از تمام آتشهاى دنيا سوزندهتر است.
دو آيه بعد اشاره به اين مى كند كه آنها به گمان اينكه پيروزى به دست آوردهاند، و با تخلّف از جهاد و دلسرد كردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسيدهاند، قهقه سر مى دهند و بسيار مى خندند، همانگونه كه همه منافقان در هر عصر و زمان چنينند.
ولى قرآن به آنها اخطار مى كند كه: «بايد كم بخندند و بسيار بگريند(فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً)!»
گريه براى آينده تاريكى كه در پيش دارند؛ گريه براى مجازاتهاى دردناكى كه در انتظار آنهاست؛ گريه به خاطر اينكه همه پلهاى بازگشت را پشت سر خود ويران ساختهاند؛ و بالاخره گريه براى اينكه، اين همه استعداد و سرمايه عمر را از دست داده و رسوايى و تيره روزى و بدبختى براى خود خريدهاند. و در آخر آيه مى فرمايد: «اين جزاى اعمالى است كه آنها انجام مى دادند(جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)!»