چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - خودخواهى منافقان
حقّ و عدالت در قاموس آنها مفهومى ندارد، و اگر داشته باشد، عادل كسى است كه هر چه بيشتر به آنها بدهد و ظالم كسى است كه حقّ ديگران را از آنان بازدارد! و به تعبير ديگر، آنها فاقد هرگونه شخصيّت اجتماعى هستند و تنها داراى يك شخصيّت فردى و در چارچوبه منافع خويش مى باشند، و همه چيز را تنها از اين زاويه مى نگرند!
لذا مى فرمايد: «بعضى از آنها در تقسيم صدقات به تو عيب مى گيرند- و مى گويند عدالت را رعايت نكردى(يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ)».
امّا در حقيقت چنين است كه آنها به منافع خويش مى نگرند«اگر سهمى به آنها داده شود راضىاند و خوشحال- و تو را مجرى عدالت مى دانند هر چند استحقاق نداشته باشند(فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا)».
«امّا اگر چيزى از آن به آنها داده نشود، خشمگين مى شوند- و تو را متّهم به بىعدالتى مى كنند(وَإِنْ لَّمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ)».
«ولى اگر آنها به حقّ خود راضى باشند و به آنچه خدا و پيامبرش در اختيار آنها گذارده، رضايت دهند و بگويند همين براى ما كافى است و اگر هم نياز بيشترى داريم خدا و پيامبرش صلى الله عليه و آله از فضل خود به زودى به ما مى بخشند، ما تنها رضاى او را مى طلبيم و از او مى خواهيم كه ما را از اموال مردم بىنياز سازد، اگر آنها چنين كنند به سود آنهاست(وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ)».
آيا در جوامع اسلامى امروز چنين كسانى يافت نمى شوند؟
آيا همه مردم به حقّ مشروع خود قانعند؟ و هر كس تنها به مقدار حقّشان به آنها بدهد، او را عدالت پيشه مى دانند؟
مسلّماً جواب اين سؤالها منفى است. با نهايت تأسّف هنوز بسيارند كسانىكه مقياس سنجش حقّ وعدالت را منافع شخصىخويش مى پندارند، و به حقوق خويش قانع نيستند؛ و اگر كسى بخواهد همه- مخصوصاً محرومان- را به حقّ مشروعشان