چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - دو نكته شايان دقّت
مؤمنان راستين در اينجا مقايسه شده است، و با اين مقايسه، انحراف و بيچارگى آنان روشنتر مى شود.
در آيه نخست مى گويد: «هنگامى كه سورهاى درباره جهاد نازل مى شود و از مردم دعوت مى كند كه به خدا ايمان بياوريد (يعنى بر ايمان خود ثابت قدم بمانيد و آن را تقويت نماييد) و همراه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در راه او جهاد كنيد، در اين هنگام منافقان قدرتمند كه توانايى كافى از نظر جسمى و مالى براى شركت در ميدان جنگ دارند، از تو اجازه مى خواهند كه در ميدان جهاد شركت نكنند و مى گويند بگذار ما با قاعدين (آنها كه از جهاد معذورند) باشيم(وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَّعَ الْقَاعِدِينَ)».
«طول» بر وزن «قول» به معناى امكانات و توانايى مالى آمده است؛ بنابراين، «اولوا الطّول» به معناى كسانى است كه داراى قدرت مادّى كافى براى حضور در ميدان جنگ هستند، و با اين حال مايل بودهاند در صفّ افراد ناتوان يعنى آنها كه از نظر جسمى يا مالى توانايى جهاد نداشتهاند، بمانند.
در آيه بعد قرآن آنها را با اين جمله مورد ملامت و مذمّت قرار مى دهد كه: «آنها راضى شدند با متخلّفان باقى بمانند(رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ)».
«خوالف» جمع «خالفه» از مادّه «خلف» به معناى پشت سر است؛ به همين جهت، به زنانى كه به هنگام رفتن مردان به خارج از منزل، در منزل باقى مى مانند، «خالفه» گفته مى شود، و در آيه مورد بحث منظور از «خوالف» تمام كسانى است كه به نحوى از شركت در ميدان جنگ معذور بودند، اعم از زنان، پيران، بيماران و يا كودكان.
بعداً اضافه مى كند كه«اينها بر اثر گناه و نفاق به مرحلهاى رسيدهاند كه بر قلبهايشان مهر زده شده، به همين دليل چيزى نمى فهمند(وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَايَفْقَهُونَ)!»