ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٠ - مقصود
اكنون خداوند آنان را به شرك، توصيف كرده، مىفرمايد:
(الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ): آنها با خداوند يكتا خدايان ديگرى پرستيدند و بزودى خواهند دانست. بدين ترتيب، آنها را تهديد به عذاب مىكند.
(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ): اى محمد، ما مىدانيم كه از تكذيب و استهزاى آنان، تو دلتنگ مىشوى. اين جمله، بمنظور تسليت و دلخوش كردن پيامبر است.
(فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ): بگو: سبحان اللَّه و بحمده.
(وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ): ضحاك و ابن عباس گويند: يعنى از نمازگزاران باش.
ابن عباس گويد: هر گاه پيامبر، دچار اندوه مىشد، به نماز مىپرداخت.
برخى گويند: يعنى خدا را بخاطر نعمتهايش حمد كن و از كسانى باش كه خدا را سجده كنند و عبادت خود را براى او انجام دهند.
(وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ): ابن عباس و حسن و مجاهد گويند: يعنى خدا را پرستش كن تا مرگت فرا رسد. قتاده گويد: يعنى خدا را عبادت كن تا هنگام مرگ نسبت به امور نيك و بد، يقين پيدا كنى. علت اينكه: مرگ را يقين ناميده، اين است كه: امرى يقينى و قطعى است.
احتمال مىرود كه منظور اين باشد كه: خدا را پرستش كن تا وقتى كه نسبت بمرگ يقين پيدا كنى و مطمئن شوى كه هنگام خروج از دنيا فرارسيده است، چه در اين وقت ديگر تكليفى نيست.
زجاج گويد: يعنى همواره خدا را عبادت كن. اگر فقط مىگفت: خدا را عبادت كن و آن را مقيد به اين وقت نمىساخت، كافى بود كه انسان يك بار خدا را عبادت كند و مطيع شناخته شود، لكن با اين تعبير، انسان را ملزم مىكند كه تا زنده است، خدا را عبادت كند.