ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٨ - مقصود
(وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ): لكن خداوند بهربندهاى كه بخواهد منت مىگذارد و او را به پيامبرى مبعوث مىكند و همراه معجزات، براى ارشاد مردم او را مأمور مىسازد. اكنون خداوند بر ما نيز منتگذارده و ما را برسالت آسمانى برگزيده است.
(وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ): و ما را نرسد كه براى اثبات مدعاى خود دليل و معجزهاى براى شما آوريم جز به امر خدا.
(وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ): مردمى كه خدا را تصديق و پيامبرانش را مىپذيرند، بايد بخدا توكل كنند.
(وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ): هر گاه ما بخدا توكل نكنيم و امور خود را به او واگذار نكنيم چه خواهيم داشت؟! بنا بر اين «ما» براى استفهام است. برخى گويند:
يعنى هر گاه بخدا توكل و اعتماد نكنيم، عذرى نخواهيم داشت. بنا بر اين «ما» براى نفى است. اگر چه بازگشت استفهام نيز به نفى است.
(وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا): با اينكه خداوند راه توكل را به ما نشان داده است. برخى گويند: يعنى ما را براه ايمان هدايت و بر معرفت خود راهنمايى كرده و براى عبادت، توفيق بخشيده و از آلايش شرك، پاك ساخته و ضامن شده است كه ما را از پاداش فراوان خود برخوردار سازد. بنا بر اين مقصود اين است كه: هر گاه ما اهل هدايت باشيم، سزاوار نيست كه به خدا توكل نكنيم.