ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٨ - مقصود
مىدانند) فاعل فعل، جمع آمده و اشكالى هم ندارد.
ابو على گويد: «يعلم» متعدى به دو مفعول است و همانطورى كه در مثل(فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ) (انعام ١٣٥: خواهيد دانست كه سر انجام بهشت براى كيست؟) فعل بوسيله استفهام معلق شده، در آيه مورد بحث نيز بوسيله جار و مجرور، معلق شده است.
در قرائت غير مشهور «و من عنده علم الكتاب» بكسر ميم و دال «و من عنده علم الكتاب» نيز قرائت شده است. قرائت اول يعنى «و من فضله و لطفه ام الكتاب» كه جار و مجرور خبر و «علم الكتاب» مبتداست و در قرائت دوم، جار و مجرور متعلق به فعل است.
لغت:
نقص: كم كردن چيزى از چيزى. در كمى منزلت و مقام نيز استعمال مىشود.
طرف: آخر چيزى. اطراف زمين: نواحى آن.
تعقيب: بازگرداندن چيزى پس از جدا كردن آن. مىگويند: «عقّب العقاب على صيده» (عقاب بعد از آنكه از شكار خود جدا شده بود، دو باره به آن حمله كرد.) مكر: نيرنگ.
شهيد: شاهد، گواه. البته اين كلمه مبالغه آميز است. شهادت، اين است كه انسان صحت چيزى را از راه مشاهده، گواهى كند.
اعراب:
(نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها): جمله حاليه.
(لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ): جمله حاليه.
(كَفى بِاللَّهِ): باء زائده. اين باء براى تأكيد است و اسناد فعل به فاعل را محقق مىسازد.
مقصود:
اكنون خداوند متعال، مطلبى را ذكر مىكند كه براى عبرت آموزى اهل