ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٤ - مقصود
واقى: مانع. سنگى كه آزار و ناراحتى را بر طرف مىسازد.
مقصود:
اكنون خداوند متعال، پيامبر خود را تسليت داده، مىفرمايد:
(وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ): همانطورى كه اينها ترا استهزاء مىكنند، پيامبران پيشين، نيز مورد استهزاء واقع مىشدند.
(فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا): من آنها را مهلت دادم و مدتشان را طولانى ساختم، تا توبه كنند و بر آنها اتمام حجت شود.
(ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ): سپس آنها را هلاك و عذاب خود را بر آنها نازل كردم. اكنون چگونه است نازل شدن عذاب من؟! جمله اخير، براى بيان بزرگى و سختى عذاب است.
بار ديگر خداوند با آنها به بحث پرداخته، مىفرمايد:
(أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ): آيا آن خداوندى كه تدبير هر نفسى بدست قدرت اوست و حافظ اعمال است و كيفر و پاداش اعمال را مىدهد، مانند كسى است كه چنين نيست؟ برخى گويند: يعنى آيا كسى كه رزق و روزى افراد را مى- دهد و آنها را حفظ مىكند و از آنها دفاع مىنمايد، مثل بتهايى است كه چنين نيستند.
اين جمله، محذوفى دارد كه قرينه آن، جمله بعد است.
(وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ): اين كافران بتها را شريك خداوند پنداشتند و در برابر آنها عبادت كردند. در حالى كه از آنها هيچ كارى ساخته نيست.
(قُلْ سَمُّوهُمْ): اى محمد، به آنها بگو: اگر بتها شريك خدا هستند، سزاوار صفاتى هستند كه شما بايد آنها را به آن صفات بخوانيد و كارهايى به آنها نسبت دهيد و همچون خداوند، آنها را خالق، رازق، حياتبخش و ميراننده، بناميد. حاصل اينكه:
بت اگر خدا باشد، مىتواند روزى، خلق كند و بنا بر اين مىتوان او را خالق و رازق ناميد.
برخى گويند: يعنى بتها را به اين صفات بخوانيد، سپس ملاحظه كنيد كه آيا