ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - مقصود
نازل شده است.
(وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ:) ولى بيشتر مردم، تصديق ندارند كه قرآن از جانب خداوند نازل شده و كتابى است بر حق، با اينكه اين مطلب واضح است.
(اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها:) در آيه پيش، فرمود: بيشتر مردم، به قرآن كريم، ايمان ندارند. اكنون به ذكر دليلى پرداخته است كه: به موجب آن، تصديق بوجود خداوند، حتمى است.
همانطورى كه گفتيم «عمد» اسم جمع است، يعنى «ستونها». در باره تفسير آن دو قول است:
١- مقصود اين است كه خداوند، آسمانها را بى ستون، بر افراشته است و شما هم مىبينيد كه ستونى ندارد. اين قول از ابن عباس و حسن و قتاده و جبايى و ابو مسلم است. اين قول، صحيحتر است. ابن عباس مىگويد: مقصود اين است كه آسمانها نه از پايين بر ستونى قرار دارند و نه از بالا به چيزى آويختهاند. زجاج گويد: اين آيه، استدلال محكمى است بر قدرت خداوند، كه استدلالى از آن واضحتر و محكمتر، نيست، زيرا- چنان كه مىنگريم- آسمانها زمين را احاطه كرده و كاملا از آن جدا هستند.
٢- جمله «ترونها» صفت است براى «عمد». يعنى: آسمانها را ستونى كه شما مشاهده كنيد، نيست، بنا بر اين بر پايه قدرت بيكران خداوند متعال، استوارند.
اين قول از ابن عباس و مجاهد، منقول است.[١]
[١]- بعيد نيست كه قول دوم صحيح و جمله« ترونها» صفت براى« عمد» باشد و بنا بر اين، مقصود اين باشد كه: خداوند، آسمانها را بدون ستونى كه شما ببينيد، برافراشته است.
يعنى: در حقيقت، ستون وجود دارد، لكن شما آن را نمىبينيد و بدينترتيب، اين آيه، يكى از معجزات جاودانى و علمى قرآن كريم مىباشد و اشاره به نيروى جاذبه است كه سراسر كائنات را بيكديگر ربط مىدهد و همچون ستونى استوار و مستحكم، كرات عظيم آسمانى را در مدار- هاى مخصوص، حفظ كرده است.
كشف نيروى جاذبه، بوسيله« نيوتون» آنهم بر اثر سقوط يك سيب، از درخت، صورت گرفت و ثابت شد كه:
|
آنچه بيند عاقل اندر خشت خام |
مىبيند جاهل اندر آينه |
|