ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٨ - مقصود
بدينترتيب ضرب المثلهاى آموزنده قرآنى به پايان مىرسد و در آيه بعد، مطلب ديگرى آغاز ميشود.
(لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنى): آنان كه دعوت خداوند را اجابت كنند، براى آنهاست نيكى و خوشى.
آنچه در باره استقلال اين آيه و عدم ارتباط آن به آيه پيش گفتيم از حسن و بلخى است. لكن برخى گفتهاند: اين آيه نيز دنباله آيه قبل و تتمه ضرب المثلهاست و مقصود اين است كه: آنچه باقى مىماند و دوام دارد، مردمى هستند كه خداوند را اجابت كنند و آنچه همچون حبابهاى كف مىتركد و زايل ميشود، مردم معاند و سركشند.
حسن و جبائى گويند: مقصود اين است كه: كسانى كه دعوت خدا را اجابت كرده، ايمان آورند، بهشت نصيبشان ميشود. ابو مسلم گويد: يعنى خصلت پسنديده و حالت نيكو و بهشت، براى آنهاست.
(وَ الَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ):
و كسانى كه دعوت خداوند را اجابت نكنند، اگر همه ثروت زمين و مثل آن را دارا باشند و بخشش كنند، تا از عذاب و گرفتاريها رها گردند، از آنها پذيرفته نميشود.
(أُولئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسابِ): در اينباره اقوالى است:
١- ابراهيم نخعى گويد: مقصود از «سوء حساب» اين است كه همه گناههاى آنها به حساب آورده ميشود و هيچگونه عفو و مغفرتى شامل حالشان نميشود. مؤيد آن حديثى است كه مىگويد: «كسى كه در حسابش مناقشه كنند، معذب خواهد بود» بنا بر اين منظور از «سوء حساب» مناقشه در حساب است.
٢- محاسبه آنها همراه با سركوفت و توبيخ است. حال آنكه حساب مؤمن، برايش شادى بخش است. اين قول از جبائى است.
٣- مقصود اين است كه كار نيكى از آنها پذيرفته نميشود و گناهى از آنها بخشوده نميشود. اين قول از زجاج و مروى از امام صادق (ع) است.