ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧ - مقصود
(وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ): اما آب زلال و موادى كه براى مردم قابل بهره بردارى است، در روى زمين باقى مىمانند و مردم از آنها استفاده مىكنند.
بنا بر اين مثل مرد مؤمن و عقايد خالصش مانند آبى است كه حيات حيوانات و گياهان به آن بستگى دارد و مانند طلا و نقره و ... است كه در زندگى اين جهان مورد استفاده مردم هستند و مثل مرد كافر و ستيزه خوئيش مانند كفى است كه دير يا زود حبابهاى آن مىتركد و از برابر چهره آب و ديگر مواد خالص محو مىگردد و بدينترتيب، آنچه هويدا مىگردد و دوام مىپذيرد، آب و طلا و نقره و ... است.
(كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ): خداوند براى مردم در مورد دينشان، اينطور مثل مىزند.
قتاده گويد: در اين آيه، خداوند سه مثل آورده است: نخست نزول قرآن را به آبى تشبيه كرد كه از آسمان نازل ميشود و دلهاى مردم را بوادىهايى تشبيه كرد كه به اندازه ظرفيت خود آب را بسوى خود جذب مىكنند. آنان كه در فهم قرآن حد اكثر كوشش بكار برند، بهرهاى عظيم از آن مىبرند مثل رودها و واديهاى بزرگ و آنهايى كه به قرآن راضى هستند و كوششى كمتر در راه ادراك حقايق آن بكار مىبرند، همچون نهرها و واديهاى كوچك، بهرهاى كمتر نصيبشان مىگردد.
پس از آن خيالات و وسوسههاى شيطانى را به كفى تشبيه مىكند كه بر روى آب ظاهر ميشود. بديهى است كه علت كف، خود آب نيست بلكه سرزمينى است كه خاك خوبى ندارد. همچنين شك و ترديدها و وسوسههاى نفسانى نيز زائيده حق نيست، بلكه زائيده نفوس مردم است. خداوند متعال مىفرمايد: همانطورى كه كف، دوام ندارد و آنچه باقى مىماند آب صاف و زلال است، سر انجام شكوك و وسوسههاى شيطانى زايل ميشوند و چهره زيباى حق ظهور مىكند و باقى مىماند.
سومين مثل، اين است كه: كفر را به آن مواد چركين و سيه فامى تشبيه كرده، كه بر روى فلزات ذوب شده، ظاهر مىگردد و ايمان را به آن فلز ذوب شده خالص، تشبيه كرده است.