ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٩ - مقصود
(يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ): سايه اين مخلوقات، بر طبق حركت خورشيد، گاهى به سمت چپ و گاهى بسمت راست مايل مىشود، زيرا بوقت طلوع خورشيد، اگر انسان رو بقبله بايستد، سايه او جلوش خواهد بود و همين كه خورشيد بر آمد در سمت راست او و همين كه ظهر گذشت پشت سر او و همين كه غروب فرا رسيد، در سمت چپ او قرار مىگيرد. اين است معناى گردش سايه به راست و چپ.
اين معنى از كلبى است. اينكه قرآن مجيد مىگويد: سايه، براى خداوند، سجده مىكند، مقصود اين است كه: سايه، مطيع و منقاد امر پروردگار است و گردشهاى آن از اراده خودش خارج است. اين آيه نظير(وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ) است (رعد ١٥:
و سايههاى آنها صبح و عصر براى خدا سجده مىكنند.) علت اينكه «ظلال» را بضمير مفرد، اضافه كرده، اين است كه مرجع ضمير، كلمه «ما» است كه بر كثرت دلالت مىكند.
برخى گويند: مقصود از «ظل» شخص است، نه سايه. علقمه گويد:
|
لما نزلنا رفعنا ظلم اخبية |
و فار للقوم باللحم و المراجيل |
|
يعنى: «هنگامى كه فرود آمديم، چادرها را بر سر پا كرديم و ديگهاى گوشت، براى قوم مىجوشيدند» بديهى است كه سايه را بر سر پا نمىكنند بلكه چادرها را بر سر پا مىكنند. مؤيد آن، شعر عماره است:
|
كأنهن الفتيات اللعس |
كأن فى اظلالهن الشمس |
|
يعنى: «گويى آنها دوشيزكان زيبايى هستند كه خال هندو بلب دارند و گويى در وجود آنها خورشيد است». بديهى است كه منظور اين نيست كه خورشيد در سايه آنهاست. ديگرى گويد:
|
يتبع افياء الظلال عشية |
على طرق كأنهن سيوف |
|
يعنى سايههاى اشخاص را بوقت شام، بر راههايى كه بباريكى شمشيرند، دنبال مىكند. طبق اين قول «ظلال» به معناى اجسامى است كه داراى سايه است.
(وَ هُمْ داخِرُونَ): و آنها خوار و ذليلند. بدينوسيله، خداوند مىخواهد بفهماند