ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٧ - مقصود
آنها و الا پايه و سقفى در كار نيست. يعنى نيرنگ آنها را از ريشه، تباه كرد و ضرر آن را بخودشان باز گردانيد.
اين وجه به سخن عرب، لا يقتر است، چنان كه مىگويند: «اتى فلان من مأمنه» يعنى: از جهتى كه فلان كس در امان بود، گرفتار هلاك شد. علت اينكه: خداوند، آمدن را بخود نسبت داده، اين است كه: پايههاى زندگى آنها را خودش تخريب كرده است.
(فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ): و سقف، از بالاى سر، بر ايشان فرو ريخت.
بديهى است كه سقف، بر بالاى سر است. منظور از اين تعبير، يكى از چند وجه است:
١- منظور تأكيد است. مثل: بپايم رفتم و بزبانم تكلم كردم.
٢- منظور اين است كه: آنها در زير سقف بودند، زيرا انسان گاه مىگويد:
خانهام بر سرم ويران شد، با اينكه خودش در زير خانه نمانده است.
٣- ممكن است «على» به معناى «عن» باشد. يعنى از ناحيه كفر و انكارشان بود كه سقف بر سرشان خراب شد. چنان كه گويند: فلانى از دواى خود شكايت كرد. شاعر گويد:
|
«ارمى عليها و هى فرع اجمع» |
يعنى از آن تيرها كه نشكافته بودند، تيراندازى كرد. (يعنى عنها) بنا بر اين اگر(مِنْ فَوْقِهِمْ) را ذكر نمىكرد، ممكن بود كسى تصور كند كه سقف ويران شده است و آنها در زير سقف نبودهاند. عرب در چنين مواردى «على» را در شر و امر ناگوار استعمال مىكند.
(وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ): و عذاب استيصال و پريشانى از ناحيهاى دامنگير ايشان شد كه نمىدانستند. زيرا آنها گمان مىكردند كه بر حق هستند و منتظر عذاب نبودند، چنان كه مىگويد:(فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا) (حشر ٢:
عذاب خدا از جايى كه گمان نمىكردند، بر ايشان نازل شد).
(ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ): آن گاه در روز قيامت، آنها را ميان مردم ذليل و مفتضح و دچار عذاب خواهد كرد و به همين عذاب دنيوى ايشان اكتفاء نمىكند.
(وَ يَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ): و از راه سرزنش و سركوفت،