ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٢ - اعراب
به معناى «شىء»، شاعر گويد:
|
ربما تكره النفوس من الامر |
له فرجة كحل العقال |
|
يعنى: بسا نفسها از امرى كراهت دارند كه براى آن همچون گشودن بند پاى شتر، گشايشى است. يعنى «رب شىء تكرهه». گاهى بعد از «رب» كلمه «من» واقع مىشود و قطعاً نكره است. مثل:
|
الا رب من تغتشه لك ناصح |
و مؤتمن بالغيب غير امين |
|
يعنى: هان، بسا كسى كه او را خائن مىپندارى، نصيحت كننده تست و كسى كه امين مىپندارى در نهان، امين نيست.
٢- «ما» كافّه است يعنى جلو عمل حرف را مىگيرد. بدليل اينكه كلمه «ربما» بر سر فعل نيز در مىآيد. مثل «ربما يود»، اگر چه ممكن است در اينجا هم «ما» بمعناى «شىء» و جمله بعد، صفت آن باشد. يعنى «رب ودّ يوده الذين كفروا ...» تخفيف «ربما» به خاطر اين است كه حذف حرف مضاعف، مانعى ندارد و اينكه «ربتما» خواندهاند، بخاطر اين است كه گاهى حروف با تاء مىآيند. مثل: ثمّ و ثمّة.
لا و لات.
اعراب:
قرآن: عطف بر «الكتاب» مقصود از قرآن و كتاب، يكى است. تنها اختلاف لفظى است كه اين عطف را تصحيح كرده است. علاوه بر اين، مقصود از كتاب، چيزى است كه نوشته مىشود و مقصود از قرآن چيزى است كه تأليف و حروف آن با هم جمع مىشود.
بنا بر اين، دو صفت مختلفند براى يك موصوف. چنان كه شاعر گويد:
|
الى الملك القرم و ابن الهمام |
و ليث الكتيبة فى المزدحم |
|
|
و ذى الرأى حين تغم الامور |
بذات الصليل و ذات اللجم |
|
يعنى: بسوى پادشاهى بزرگ و بزرگزاده و شير لشكر، در هنگام جنگ و صاحب رأى و تدبير، هنگامى كه بر اثر بحبوحه نبرد كارها دشوار گردد. (در اينجا موصوف واحد، داراى چند صفت است).