ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٢ - قرائت
سياه و بد بوست و آتش چهرههاى آنها را مىپوشاند. تا خداوند هر كسى را جزاى كردارش بدهد كه خداوند سريع الحساب است. قرآن براى مردم كافى و رساست و براى اينكه مردم بوسيله قرآن بترسند و بدانند كه خداوند يكتاست و صاحب خردان بترسند.
قرائت:
لتزول: كسايى بفتح لام اول و ضم لام دوم و ديگران بكسر لام اول و فتح لام دوم قرائت كردهاند. وجه قرائت دوم اين است كه: «ان» حرف نفى است و بنا بر اين بدنبال آن لام مكسوره آمده، نظير:(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ) (آل عمران ١٧٩:
خداوند شما را بر غيب مطلع نمىسازد) بنا بر اين معناى آيه اين است: «و ما كان مكرهم لتزول منه الجبال» و با توجه به اينكه «جبال» استعاره از امر و اعلام پيامبر است يعنى:
مكر آنها چنان نيست كه بتواند كارى را كه همچون كوهها استوار است، از جاى بر كند.
وجه قرائت اول اين است كه: «ان» مخفف «انّ» است و در اين صورت معناى جمله اين است كه: مكر آنان عظيم است. مثل:(وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً) (نوح ٢٢: مكرى سخت و عظيم كردند) و مكرى است كه مىتواند كوهها را از جاى بركند. شاعر گويد:
|
بكى الحارث الجولان من موت ربه |
و حوران منه خاشع متضائل |
|
يعنى: سرزمين جولان- كه در شام است- از مرگ صاحب خود حارث، بگريست و حوران- كه نيز موضعى ديگر در شام است- از مرگ او ترسان و حقير گشت.
اين بيان بمنظور بزرگداشت مرگ او ترسان و حقير گشت.
اين بيان بمنظور بزرگداشت مرگ حارث، مىباشد.
مؤيد اينكه ما امر و اعلام پيامبر را به سختى و استوارى كوه، دانستيم، اين آيه است: «فلا تحسبن اللَّه مخلف وعده رسله» يعنى: خداوند وعده نصرت پيامبر و غلبه او را داده و بنا بر اين امر پيامبر قابل زوال نيست. چنان كه مىفرمايد:(لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) (توبه ٣٣: تا او را بر هر دينى غالب سازد) در موارد ديگر نيز كلمه جبال براى تعظيم بكار رفته است. ابن مقبل گويد:
|
إذا مت عن ذكر القوافى فلن ترى |
لها شاعراً مثلى اطب و اشعرا |
|