ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٧ - اعراب
پيروى كنيم. آيا شما در دنيا سوگند نمىخورديد كه زوالى نداريد؟ و در ديار كسانى ساكن شديد كه بخود ستم كردند و براى شما آشكار شد كه ما با آنها چه كرديم و براى شما مثلهايى زديم.
لغت:
اهطاع: شتاب كردن. شاعر گويد:
|
بدجلة اهلها و لقد اراهم |
بدجلة مهطعين الى السماع |
|
يعنى: اهل دجله را مىبينم كه براى شنيدن آوازها شتاب دارند.
اقناع: بلند كردن سر. شاعر گويد:
|
يباكرن العضاه بمقنعات |
نواجذهن كالحدء الوقيع |
|
يعنى: شترها درختان خاردار را با گردنهاى بلند خود مىخورند و دندانهاى آنها مانند تيشه تيز است.
طرف: چشم، نگاه كردن و بستن چشم.
افئدتهم هواء: دلهاى آنها بر اثر خوف و ناراحتى گنجايش چيزى ندارد.
در اينجا دلها را به هوا تشبيه كرده است. حسان گويد:
|
الا بلغ ابا سفيان عنى |
فانت مجوف نخب هواء |
|
يعنى: ابو سفيان را از جانب من ابلاغ كنيد كه كم دل و ترسوست.
اجل: پايان مدت.
اعراب:
(يَوْمَ يَأْتِيهِمُ): مفعول به براى «انذر» و ظرف نيست.
فيقول: عطف بر «يأتى» و جواب امر نيست. چه اگر جواب بود، رفع و نصب آن جايز بود.
(تَبَيَّنَ لَكُمْ): فاعل اين فعل محذوف است، به تقدير «تبين فعلنا» البته فاعل «كيف» نيست، زيرا ما قبل آن در آن عمل نمىكند.
كيف: منصوب است به «فعلنا»