فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - لقطه و مجهول المالك(٢) آیت الله سيد كاظم حائرى
خود رفتيم. در ميان راه متوجه شديم كه مقدارى از اموال او نزد ماست، با آن اموال چه كنيم؟ امام(ع) فرمود: «تحملونه حتى تحملوه إلى الكوفة؛ آن اموال را با خود تا كوفه ببريد».
گفت: او را نمىشناسيم، سرزمين او را هم نمىشناسيم و نمىدانيم با آن اموال چه كنيم. امام رضا(ع) فرمود:
إذا كان كذا فبعه و تصدّق بثمنه؛ اگر چنين است آن را بفروش و پولش را صدقه بده.
گفت: به چه كسى صدقه بدهم؟ فرمود: «على أهل الولايه؛ (٣٠) به شيعيان».
در مورد اين روايت، يابنده پيشتر مالك مال را ديده است و شايد اگر بعد هم او را ببيند بشناسد، ولى اين خصوصيت از نظر عرف ملغاست و دخالتى در حكم ندارد. همچنين مورد اين حديث، از جهت ديگرى به التقاط مورد نظر ما ربطى ندارد؛ زيرا بحث ما در باره موردى است كه يابنده عمداً مال را بردارد و در اين حديث، مال يافته شده، بدون تعهد در ميان اموال يابنده جاى گرفته است، ولى بعيد نيست كه عرف اين خصوصيت را ملغا بداند.
روشن است كه در مورد اين حديث، تعريف ممكن نيست؛ زيرا به علت نامعلوم بودن سرزمين مالك، محدودهاى كه تعريف در آن بايد صورت گيرد، بسيار گسترده خواهد بود.
٢. در روايت معتبر از زراره نقل شده است كه مىگويد از امام باقر(ع) در مورد لقطه پرسيدم و آن حضرت انگشترى از نقره را در دست خود به من نشان داد و فرمود:
إنّ هذا ممّا جاء به السيل و أنا أريد أن أتصدّق به؛ (٣١)
اين را سيل آورده است و من مىخواهم آن را صدقه دهم.
(٣٠) وسايل الشيعه، ج١٧، باب ٧ از ابواب لقطه، ص٣٥٧، ح٢.
(٣١) همان، ص ٣٥٨، ح٣.