فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٠ - جزئيت و بلند خواندن بسمله
در باره بحث ما بود، آوردم. همچنين در باب ذكر كسانى كه بسم اللّه الرحمن الرحيم را بلند قرائت كردهاند، اعم از تابعان و صحابه و نسل بعد از آنها، رواياتى نقل كردهام. (٥٠)
چون كه سخن اخير حاكم نيشابورى مبنى بر اينكه پيشوايان امّت بر بلند قرائت كردن بسمله در نمازها اتفاق نظر دارند، با مذهب امام ذهبى مخالف است، خشم او را برانگيخته و ادعا كرده كه نسبت جهر به اين افراد كذب محض است و آن گاه سوگند ياد كرده كه ادعاى خودش درست است؛ در حالى كه پيامبر(ص) فرموده است: «البينة على المدعي و اليمين على من أنكر»؛ يعنى مدعى بايد بينه بياورد و منكر بايد سوگند ياد كند. بنابراين كسى كه ادعاى كذب بودن نسبت جهر به اين امامان مىدهد، بايستى بينه بياورد، نه اينكه قسم ياد كند؛ زيرا در غير اين صورت، هركس حديثى را يافت كه مخالف اميال خود و مذهبى است كه مطابق آن پرورش يافته است، به آسانى مىتواند بر دروغ بودن آن حديث قسم ياد كند.
٥. امام شافعى در مسندش روايت كرده كه معاويه به مدينه آمد و در آنجا نماز خواند و بسم اللّه الرحمن الرحيم را در نمازش نخواند، مهاجران و انصار به اين عمل او اعتراض كرده و گفتند: اى معاويه، نماز را از ما دزديدى. بسم اللّه الرحمن الرحيم كجاست؟
شافعى در مورد اين قسمت از روايت چنين اظهار نظر كرده كه اگر جهر به بسمله نزد همه صحابه، از مهاجران و انصار، امرى ثابت نبود، آنها نمىتوانستند به معاويه به خاطر ترك آن اعتراض كنند.
٦. اين روايت را حاكم به گونهاى ديگر نقل كرده است.
انس بن مالك گفت: معاويه در مدينه نمازى خواند و در آن قرائت را بلند خواند و بسم اللّه الرحمن الرحيم را در ابتداى سوره حمد خواند، اما آن را در سوره بعد،
(٥٠)المستدرك على الصحيحين، ج١، ص٢٣٢.