فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٩ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٤) مسعود امامى
اما ماشاء اللّه آجودانى رساله را به ميرزا على اصفهانى از معتقدان به شيخ، نسبت مىدهد (١٨) و على ابوالحسنى (منذر) اين رساله را تأليف ميرزا ابوتراب شهيدى قزوينى مىداند. (١٩)
علاوه بر اين دو رساله، ساير آثار بر جاى مانده از شيخ عبارت اند از نامهها و اعلاميههاى خاص وى يا آنچه با امضاى او و جمعى از علما تحرير يافته است و نيز روزنامهاى كه شيخ و همراهانش در مدت تحصن خود در زاويه حضرت عبدالعظيم، با عنوان «لايحه»، چاپ و منتشر مىكردند. (٢٠) اين لوايح، يا تحرير سخنرانىهاى بعضى از متحصنان در ايام تحصن بود و يا به قلم افرادى غير از شيخ نگاشته شده بود و در اين ميان «عمده كسى كه مبادرت به نوشتن اوراق روزنامه داشت، شمس العلماء عبد ربه بود كه يكى از نگارندگان مهم كتاب نامه دانشوران بود». (٢١)
بنابراين غير از رساله حرمت مشروطه واعلاميهها و نامه هايى كه امضاى شيخ بر پاى آن است و نيز برخى از لوايح، اثر مكتوب ديگرى در باره مشروطيت كه بتوان با اطمينان به شيخ نسبت داد، در دست نيست؛ هر چند مىتوان ادعا كرد كه
(١٨) مشروطه ايرانى، ص ٥٣٨.
(١٩) ابوالحسنى، على، فصلنامه تخصصى تاريخ معاصر ايران، ش٣٩، پاييز ١٣٨٥، ص ٨٩، «آيت اللّه حاجى ميرزا ابو تراب شهيدى قزوينى مؤلف رساله تذكرة الغافل و ارشاد الجاهل».
(٢٠) نامهها، اعلاميهها و تلگرافهاى شيخ را مىتوان در «رسائل... شيخ فضل اللّه نورى» كه محمد تركمان آن را گرد آورى كرده، يافت. همچنين براى دستيابى به لوايح شيخ مىتوان به اين آثار مراجعه كرد: تركمان، رسائل شيخ فضل اللّه نورى، ج١، ص٢٤٥؛ لوايح آقا شيخ فضل اللّه نورى به كوشش هما رضوانى؛ بازخوانى روزنامه شيخ فضل اللّه نورى به كوشش ستار شهوازى.
(٢١) كاتوزيان تهرانى، محمد على، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ص ٧٤٤.