فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - حرمت خود كشى و وجوب حفظ جان خود و ديگرى آیت الله رضا استادى
صورت واجب كفايى بر مردم واجب دانستهاند، علاوه بر رواياتى كه دلالت بر مواسات دارد و ديگر روايات، بلكه شايد بتوان گفت اين مسئله به دليل ضرورى بودن، از استدلال و اقامه دليل خاص برآن بى نياز است. (٨٥)
در بحث نفقات جواهر آمده است:
نفقه ـ از حيث نفقه بودن آن و نه از جهت متوقف بودن حفظ نفس محترم بر آن ـ واجب نيست، مگر به يكى از اسباب سه گانه زوجيّت، خويشاوندى و ملكيت. (٨٦)
صاحب مستند الشيعه مىگويد:
شكى در وجوب بذل غذا به ديگرى(مضطرّ) نيست به اجماع ؛ چون در امتناع از بذل، اعانت بر هلاكت نفس محترم و يا ضرر رساندن به آن است. نيز به دليل روايت سكونى: «كسى كه بشنود فردى فرياد مىكند: ياللمسلمين، و به فريادش نرسد، مسلمان نيست». (٨٧) و روايت فرات بن احنف: «هرمؤمنى كه مؤمنى را از چيزى كه به آن نياز دارد، منع كند، در حالى كه مىتواند از خودش و يا ديگرى نياز او را برطرف كند، روز قيامت خداوند او را به پا مىدارد، در حالى كه رويش سياه و چشمانش كبود و دستانش به گردنش غل و زنجير شده و گفته مىشود اين همان خائنى است كه به خدا و رسولش خيانت كرده. سپس دستور داده مىشود كه او را به سوى آتش ببرند» (٨٨) و ديگر رواياتى كه بر آن دلالت مىكند. (٨٩)
(٨٥) جواهر الكلام، ج٣٦، ص ٤٣٢.
(٨٦) همان، ج٣١، ص ٣٠١.
(٨٧) تهذيب الأحكام، ج٦، ص ١٧٥.
(٨٨) الكافى، ج٢، ص ٣٦٧.
(٨٩) مستند الشيعه، نراقى، ج١٥، ص ٢٥.