فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - حرمت خود كشى و وجوب حفظ جان خود و ديگرى آیت الله رضا استادى
دلالت اين روايت بر وجوب تقيه براى حفظ جان ، اشكال دارد.
٩. {لاتتعرض لسخط السلطان فتلقى بيدك إلى التهُلكة } ؛
خودت را در معرض خشم سلطان قرار مده كه خودت را با دست خودت به هلاكت افكنى.
١٠. {التقية في كل شيء حتى يبلغ الدم } ؛ (٦٣)
در هر چيزى تقيّه است تا وقتى به خون برسد.
مسئله سوم: وجوب حفظ جان ديگران
آيا حفظ جان ديگرى از تلف، در صورتى كه مصداق نهى از منكر نباشد، واجب است؟ علت مقيد كردن سؤال به قيد ياد شده، اين است كه حفظ جان ديگرى در صورتى كه مصداق نهى از منكر باشد، با وجود شرايط وجوب نهى از منكر، واجب خواهد بود.
ادله وجوب
١. برخى با استناد به آيات و رواياتى كه دلالت بر حرمت قتل نفس محترم دارند، بر وجوب آن استدلال كرده و مدعى شدهاند كه ترك حفظ جان ديگرى در فرض قدرت بر آن از مصاديق قتل نفس است و ادله حرمت قتل نفس شامل آن نيز مىشود.
اشكال اين استدلال واضح است؛ چون عنوان قتل نفس بر ترك حفظ نفس، صدق نمىكند، مگر در موارد نادر و خاصّ.
٢. وجوب حفظ جان ديگرى و ضرورت آن از امور بديهى است كه نياز به استدلال و اقامه دليل خاص ندارد.
اشكال اين استدلال آن است كه به فرض بپذيريم وجوب حفظ جان ديگرى،
(٦٣) جامع احاديث الشيعه، ج١٤، ابواب التقيه، ص٥٠٤ به بعد.