فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - حرمت خود كشى و وجوب حفظ جان خود و ديگرى آیت الله رضا استادى
٢. {كلّما خاف المؤمن على نفسه فيه ضرورة فله التقية } ؛
هر جا كه مؤمن برجانش بترسد و در آن ضرورت باشد، مىتواند تقيّه كند. دلالت اين روايت بر وجوب، اشكال دارد.
٣. {أعظم فرائض اللّه عليكم... استعمال التقية على أنفسكم و أموالكم و معارفكم } ؛
بزرگترين فريضههاى خداوند بر شما... به كار گرفتن تقيّه بر جانها و اموال و معارفتان است.
٤. {من صلّى الخمس كفر اللّه عنه من الذنوب ما بين كل صلاتين إلاّ الموبقات... ترك التقية حتى يضر نفسه و اخوانه المؤمنين } ؛
كسى كه نمازهاى پنج گانه را به جا مىآورد، خداوند گناهانى را كه بين دو نماز انجام داده، مىپوشاند، مگر گناهان «موبقات»(موجب هلاكت) را...(يكى از موبقات) ترك تقيّه است؛ به گونهاى كه موجب ضرر بر نفس و برادران مؤمن شود.
٥. {انّما جعلت التقية لتحقن بها الدّم } ؛
همانا تقيه قرار داده شده تا خون به آن حفظ شود.
٦. {التقية جُنّة المؤمن } ؛
تقيه سپر مؤمن است.
٧. {التقية تُرس المؤمن و التقية حرز المؤمن } ؛
تقيه سپر مؤمن و تقيه حرز مؤمن است.
٨. {يا سُفيان عليك بالتقية فانّها سنة إبراهيم الخليل و إنّ اللّه عزّوجلّ قال لموسى و هارون: «اذهبا إلى فرعون إنّه طغى و قولا له قولاً ليناً } ؛
اى سفيان، بر تو باد به تقيه، همانا تقيه سنّت ابراهيم خليل است و خداوند عزّوجلّ به موسى و هارون فرمود: «به سوى فرعون برويد كه او طغيان كرده است و با ملايمت با او سخن بگوييد».