فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - حرمت خود كشى و وجوب حفظ جان خود و ديگرى آیت الله رضا استادى
اصل رجوع مىشود...، بلكه(مقاتله براى گرفتن غذا) به جهت نهى از منكر، واجب است و برديگران نيز اعانت و مساعدت مضطر در نهى از منكر و گرفتن غذا واجب است. (٥٧)
صاحب جواهر مىگويد:
آيا تناول غذاى حرام براى حفظ نفس واجب است؟ برخى گفتهاند واجب است، بلكه ظاهر كلام برخى ادعاى اجماع بر آن است و همين حق است، به جهت وجوب دفع ضرر و حفظ نفس و روايت مرسل سابق كه منجبر به عمل اصحاب است. اين قول مخالف يكى از دو نظريه شافعى است كه مىگويد جايز است و نه واجب؛ زيرا [امتناع از خوردن آن [نوعى ورع است، بنابراين صبر بر آن [ و امتناع از خوردن آن [همچون پذيرش قتل است براى كسى كه از او اظهار كلمه كفر خواسته مىشود.
اشكال اين نظريه واضح است و فرق ميان كشته شدن براى عدم اظهار كلمه كفر و كشته شدن براى امتناع از خوردن حرام، بديهى است، البته بر فرضى كه حكم را در مقيسٌ عليه [جواز كشته شدن براى عدم اظهار كلمه كفر[ بپذيريم... و معلوم شد كه هرگاه خوردن غذاى حرام به دليل آنچه ذكر شد، جايز باشد، به دليل حفظ نفس واجب خواهد بود. بنابراين در اينجا جواز به معناى اباحه و تساوى طرفين نيست. بله، در غير مورد حفظ جان، ممكن است اين قول وجهى داشته باشد.
... اگر مالك غذا آن را بذل نكند فرد مضطرّ مىتواند به قهر و غلبه آن را از او بگيرد، بلكه گفتهاند كه مىتواند براى گرفتن آن با او مقاتله كند، بلكه شايد مقاتله بر او واجب باشد، بنابر آنچه در متن آمده بود كه خوردن آن غذا براى حفظ نفس واجب است. هر چند تمام اينها خالى از اشكال نيست؛
(٥٧) مستند الشيعه، ج١٥، ص ٢٦.