فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
علماى اهل سنت در مورد وصيت براى پدر و مادر، توجيهى كردهاند كه اين كار موجب ايجاد دشمنى مىشود، پاسخ اين توجيه در آغاز بحث گذشت و در اينجا سخن محمد عبده را در رد آن مىافزاييم كه مىگويد:
برخى از علماى گذشته، وصيت براى وارث را جايز دانستهاند، به اين گونه كه وصيت كننده هريك از ورثه را نيازمندتر تشخيص دهد براى او وصيت كند؛ مانند وصيت كننده ثروتمندى كه پدرش، مادرش را طلاق داده و مادرش جز فرزندش خويشاوندى ندارد و فرزند مىبيند كه مالى كه از تركه او به مادر مىرسد برايش كافى نيست يا مانند وصيت براى برخى از فرزندان و يا برادران وصيت كننده ـ اگر فرزندى ندارد ـ كه از كسب و كار ناتوان باشند. بدون شك خداوند حكيمِ آگاه و مهربان به بندگان كه شريعت را بنابر مصالح مخلوقاتش وضع كرده است، به برابرى غنى و فقير و توانا بركسب و ناتوان از كسب، حكم نخواهد كرد. اگر خداوند احكام عادلانه ارث را براساس تساوى بين طبقات مختلف ارث بنيان نهاده و آنها را در نيازمندى همچون خويشاوندى و نزديكى به وصيت كننده، مساوى دانسته، پس هيچ اشكالى ندارد كه مسئله وصيت را بر مسئله ارث مقدم دارد... و وصيت براى والدين و خويشاوندان را در آيهاى ديگر، نسبت به ديگران در اولويت قرار دهد؛ زيرا خداوند سبحان مىداند احياناً چه تفاوتهايى بين آنها از نظر نيازمندى وجود دارد. خداوند در سوره نساء در ضمن آيات ارث مىفرمايد: «من بعد وصيّةٍ يوصي بها أو دينٍ» كه در اين آيه، مسئله وصيت را به صورت مطلق و اجمال آورده، اما در آيه وصيت تفصيل آن را بيان كرده است. (١٦)
از آنچه گفته شد، روشن گرديد كه قرآن كريم براساس مصالحى كه خود از
(١٦) تفسير المنار، ج٢، ص ١٣٦.