فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
عتبة بن عبداللّه مروزى از عبداللّه بن مبارك از اسماعيل بن ابى خالد از قتاده از عمروبن خارجه نقل كرده كه رسول خدا(ص) فرمود: انّ اللّه ـ عزاسمه ـ قد اعطى كلّ ذي حق حقّه و لاوصية لوارث. (٣٣) سلسله سند سه حديث اخير به عمروبن خارجه منتهى مىشود كه بزار در باره او گفته است: جز اين حديث، حديثى ديگر از او كه از پيامبر(ص) نقل كرده باشد، سراغ نداريم.
در سند حديث ششم نيز قتادة بن دعامة بن قتادة، ابوالخطاب بصرى(٦١ ـ ١١٧ هـ) وجود دارد كه حنظلة بن ابى سفيان در بارهاش گفته است: مىديدم كه هرگاه قتاده نزد طاووس مىآمد تا سؤالى از او كند، طاووس فرار مىكرد. قتاده به قدرى بودن متهم بود».
على بن مدينى مىگويد:
به يحيى بن سعيد گفتم: عبدالرحمن مىگويد: كسى را كه در رأس بدعتى است و مردم را به آن مىخواند، رها كن. گفت: با قتاده چه كار مىكنى...؟ سپس يحيى گفت: اگر اين قبيل راويان رها شوند، بايستى راويان بسيارى رها شوند.
حاكم در علوم الحديث گفته است: «قتاده به جز انس از صحابه روايتى نشنيده است. ابو داود گفته است: «قتاده از سى نفر روايت كرده كه خود از آنها نشنيده است». (٣٤)
روايت هفتم:ابن ماجه در سننش آورده است:
ابوبكر بن ابى شيبه از يزيدبن هارون از سعيد بن ابى عروبه از قتاده از شهربن حوشب از عبدالرحمن بن غنم از عمروبن خارجه نقل كرده است:
(٣٣) سنن نسايى، ج٦، ص٢٠٧، كتاب الوصايا، باب «ابطال الوصية لوارث».
(٣٤) تهذيب التهذيب، ج٨، ص٣١٩؛ تهذيب الكمال، ج٢٣، ص٥٠٩.