فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
پيامبر روى شترش بود در حالى كه شتر نشخوار مىكرد و چنان به من نزديك بود كه آب دهانش ميان شانه هايم مىريخت. آن گاه طى خطبهاى فرمود: «إن اللّه قسّم لكلّ وارث نصيبه من الميراث، فلا يجوز لوارث وصيّة... ؛ (٣٥) خداوند سهم هريك از ورثه را از ارث تقسيم كرده است. پس وصيت كردن براى وارث جايز نيست...».
سند اين حديث نيز مشتمل بر شهر بن حوشب است كه در مورد او پيش تر سخن گفتيم.
روايت هشتم: هشام بن عمار از اسماعيل بن عياش از شرحبيل بن مسلم خولانى نقل كرده است كه گفت از ابا اُمامه باهلى شنيدم كه مىگفت: از رسول خدا(ص) در جريان سخنرانى اش در حجة الوداع شنيدم كه فرمود: إن اللّه قد أعطى كلّ ذي حق حقه، فلا وصيّة لوارث. (٣٦)
در سند اين حديث نيز اسماعيل بن عياش است كه پيش تر از او سخن گفتيم.
روايت نهم:هشام بن عمار از محمد بن شعيب بن شابور از عبدالرحمن بن يزيدبن جابر از سعيد بن ابى سعيد از انس بن مالك روايت كرده است كه گفت: من زير شتر رسول خدا(ص) بودم و آب دهان شتر روى من مىريخت و شنيدم كه رسول خدا(ص) فرمود: إن اللّه قد أعطى كلّ ذي حق حقّه ألا لاوصيّة لوارث؛ (٣٧)خداوند حق هر صاحب حقى را داده است. آگاه باشيد كه وصيت براى وارث صحيح نيست.
در سند اين حديث راويانى وجود دارد كه قابل استناد نيستند:
(٣٥) سنن ابن ماجه، ج٢، ص٩٠٥، كتاب الوصايا، باب «الوصيّة لوارث»، حديث شماره ٢٧١٢.
(٣٦) همان، ح٢٧١٣.
(٣٧) سنن ابن ماجه، ج٢، ص ٩٠٥، كتاب الوصايا، باب «لاوصيّة لوارث»، ح٢٧١٤.