فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩١ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
از مجموع مطالب مطرح شده به دست مىآيد كه اصطلاح رشد در قرآن و روايات مربوط به امور مالى است؛ اگرچه ممكن است «رشد» در روايات ، معنايى وسيع تر از امور مالى و اقتصادى داشته باشد؛ چنان كه در برخى روايات كه در آن تعبير «ضعيفاً» به كار رفته ، «ضعيف» به «ابله» تفسير شده است، (١٢١) اما اشتراط رشد به اين معنا نيز ، در روايات تنها براى رفع محجوريت لحاظ شده است و در هيچ روايتى ديده نمىشود كه امور كيفرى يا تكاليف عبادى منوط به اين نوع رشد باشد . بنابراين اعتبار رشد در امور كيفرى نياز به دليل دارد و هيچ ملازمهاى ميان «وجود مفهوم عام براى رشد» و «استعمال آن در امور كيفرى » وجود ندارد.
علامه طباطبايى در ذيل آيه ٦ سوره نساء، پس از آن كه اشاره مىكند لزوم رشد از تصرفات مالى به حكم عقل و براى جلوگيرى از ايجاد اختلال در نظام حيات اجتماعى امثال يتيم است، تصريح مىكند در امر عبادات و نيز حدود و ديات نيازى به رشد نيست؛ زيرا درك اين معنى كه جنايت و معصيت ناپسند و زشت است و بايد از آن خوددارى كرد، نيازى به رشد ندارد و هر انسانى قبل از رسيدن به رشد، توانايى تشخيص آن را دارد و درك اين امور، پيش از رسيدن به سن رشد يا پس از آن، امكانپذير است. (١٢٢)
رواياتى ديگر نيز وجود دارد كه از رشد به «عقل يوثق به» (١٢٣) تعبير شده. در باره اين روايات بايد گفت: اوّلاً برخلاف تصور صاحب اين نظريه، رشد به معناى مطلق عقل به كار نرفته، بلكه به عقلى كه قابل اعتماد باشد، تفسير شده است.
(١٢١) تهذيب الاحكام، ج٩، ص١٧٣.
(١٢٢) طباطبايى، الميزان في تفسير القرآن ، ج ٤ ، ص ١٧٣.
(١٢٣) نورى طبرسى ، مستدرك الوسائل، ج ١٣ ، صص ٤٢٧- ٢٤٠: «انّه قال في ولي اليتيم إذا قرأ القرآن واحتلم و أونس منه الرشد دفع إليه ماله و إن احتلم و لم يكن له عقل يوثق به لم يدفع إليه و انفق [منه [بالمعروف عليه».