فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٠ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
نشانه شرعى و قانونى بلوغ رسيدن، به سن معيّن است . اگر چه شارع نشانه هاى طبيعى اين پديده را نيز بيان داشته، ولى براى پيشگيرى از بروز عسر و حرج، مكلفان را ملزم به تعبد بر سن خاص كرده است و كودك را هنگامى كه به اين سن رسيد، بالغ شمرده و احكام بالغ را بر او مرتّب ساخته است. بنابراين حتى اگر نشانه هاى طبيعى بلوغ ظاهر نشده باشد، رسيدن به آن سن را دليل بلوغ مىداند و با توجه به اختلافهاى مزاجى و روحى افراد و شرايط جغرافيايى مختلف و از طرفى ضرورت ثبات احكام و آگاهى از آثار زيان بار عدم ثبات در يك حكم عمومى و نيز علم به ملاك هاى ويژه تغيير احكام كه مكلفان از آن بى بهرهاند، حكمى فراگير را بيان فرموده است.
رابطه تنگاتنگ عقل و بلوغ
انسان به هنگام بلوغ، از نيروى ادراك امور پسنديده و ناپسند برخوردار مىشود و از دوران بى مسئوليتى كودكى خارج مىگردد. بلوغ زمانى است كه او داراى حداقل رشد عقلى، براى درك مسئوليت است. با افزايش سن و رشد جسمى، عقل نيز رشد قابل توجهى مىيابد. مفاد برخى روايات نيز بر اين مطلب دلالت دارد. امام على(ع) در حديثى از حضرت رسول(ص) نقل مىكند: «انسان به هنگام بلوغ از نيروى عقل بهرهمند مىشود و توانايى تشخيص خوب و بد را دارد». (٥) از سويى ديگر احاديث بسيارى وجود دارد كه سن بلوغ را زمان تكليف و حسابرسى و پاداش و كيفر مىداند. (٦) بنابراين بايد گفت ضابطه و ملاك
(٥)«على كل وجه سترٌ ملقى لايُكشف ذلك السّتر من ذلك الوجه حتى يُولَد هذا المولود و يَبلُغَ حدّ الرجال و النساء فإذا بَلغ قُشفَ ذلق الستر و يقع في قلب الإنسان نورٌ فيَفهم الفريضةَ و السّنة و الجيّد و الرَدِيّ».(شيخ صدوق، علل الشرايع، ج١، ص٩٨).
(٦)وسائل الشيعه، ج١، باب اشتراط التكليف بالوجوب و التحريم بالإحتلام أو الإنبات مطلقا أو بلوغ الذكر خمس عشرة سنة و الأنثى تسع سنين، ص ٤٢ ـ ٤٦.