فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - تأثير جنون در فسخ ازدواج رضا استادى
٦. آنچه را در روايت صفوان آمده و آنچه شيخ در تفسير آن گفته است، آيا به موردى كه زوجه با علم به جنون زوج تمكين از آميزش كرده، مىتوان سرايت دارد؟
٧. در تحرير الوسيله آمده است:
عيوب موجب خيار فسخ و تدليس دو قسم است: مشترك ميان زوج و زوجه و مختص به هركدام. اما مشترك ميان آن دو، جنون است و آن عبارت است از اختلال در عقل؛ اما بيهوشى و بيمارى صرع كه موجب بروز حالت خاصى براى فرد در برخى اوقات مىشود، جنون به شمار نمىآيد.
هريك از زوجين، به سبب جنون همسرش، اختيار فسخ نكاح را دارد. اين حكم در مورد مرد مطلق است، خواه جنونش قبل از عقد باشد (در فرض جهل زوجه)، خواه پس از عقد و قبل يا بعد از آميزش عارض شده باشد. حكم ياد شده در جنونى كه پس از عقد پديد آمده، اگر در حدّ عدم تشخيص اوقات نماز نباشد، محل تأمل و اشكال است، بنابراين احتياط ترك نشود. اما جنون زن، در صورتى موجب فسخ است كه قبل از عقد بوده و مرد هم جاهل به آن باشد.
در جنون موجب فسخ ميان جنون دائم و ادوارى ـ هر چند عقد در دوره افاقه انجام گرفته باشد ـ فرقى نيست؛ همچنين ظاهر اين است كه در اين حكم تفاوتى ميان ازدواج دائم و موقت نيز نيست. خيار فسخ، براى هريك از زوج و زوجه، فورى است. بنابراين هرگاه هر كدام از آن دو به عيب آگاه باشد و به فسخ مبادرت نكند، عقد لازم مىشود. بله، ظاهر اين است كه جهل به خيار فسخ و جهل به فورى بودن آن، عذر محسوب مىشود، بنابراين در صورت جهل به هريك از اين دو مورد، اگر مبادرت به اعمال خيار صورت نگيرد، خيار ساقط نمىشود. (١٧)
(١٧) تحرير الوسيله، ج٢، ص ٢٦١ و ص ٢٦٢، مسأله ٤، چاپ جامعه مدرسين.