فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٤ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
جوهرى گويد: «العقل: الحِجرُ و النُّهى» (١٢)، و به وسيلهاى كه شتر را با آن مىبندند، «عقال» گفته مىشود؛ چون شتر را از حركت باز مىدارد. (١٣) و نيز عقل به معناى تعقل و فهم اشيا است. در تعريف ديگرى از عقل آمده است:
العقل ما يكون به التفكيرُ و الاستدلالُ و ما بِهِ يتميز الحَسَنُ من القبيح و الخيرُ من الشّرّ و الحقُّ من الباطل» (١٤)؛
عقل نيرويى است كه درك و فهم اشيا به وسيله آن است و به كمك آن حسن از قبيح و نيكىاز بدى و حق از باطل تشخيص داده مىشود».
راغب اصفهانى عقل را چنين تفسير مىكند:
القدرةُ المتهيئة لقبول العلم و فقدُها يرفع التّكاليفَ الشّرعيه (١٥)؛
نيرويى اسـت كه آماده پذيرش علم است و نبودن آن تكاليف شرعى را از انسان برمىدارد.
مرحوم مجلسى گويد:
عقل در اصل لغت به معناى تعقل و فهم است و در اصطلاح بر امورى چون نيروى ادراك خير و شر، و تميز ميان اين دو، و توانايى شناخت اسباب و علل امور و آنچه باعث پيدايش امور و يا مانع از ايجاد آن است، اطلاق مىشود. عقل به اين معنا مناط تكليف و پاداش و كيفر است و نيز بر ملكه و حالتى در نفس انسان اطلاق مىشود كه او را بر انتخاب نيكيها و منافع و پرهيز از بديها و
(١٢) جوهرى، الصحاح ، ج٥، ص١٧٦٩.
(١٣) همان، ص١٧٧١ :«عَقلتُ البعير اعقله عقلاً و هو أن تثنى وظيفه مع ذراعه فتشدّهما جميعاً في وسط الذراع و ذلك الحبل هو العقال».
(١٤)سعدى ابوجيب، القاموس الفقهى، ص٢٥٩؛ احمد فتح اللّه ، معجم الفاظ الفقه الجعفرى، ص٢٩٤؛ ابراهيم انيس و ديگران، المعجم الوسيط ،ص٦١٧.
(١٥) المفردات في غريب القرآن،ص٢٤١.