فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
بن معين هشام را ضعيف دانسته و از ديگران نيز نقل شده است كه هشام به سبب حديثش، حد زده شد و از ابى داود نقل شده است كه مكه محل حد زدن او بود. (٥٣)
روايت هيجدهم:عبدالرزاق بن همام صنعانى(١٧٦ ـ ٢١١) با سندى كه به شهر بن حوشب از عمرو بن خارجه منتهى مىشود، روايت كرده است كه از رسول خدا(ص) شنيدم كه مىفرمود: لاوصية لوارث. (٥٤)
پيش از اين از وضع شهر بن حوشب آگاه شديد.
بررسى نسخ آيه وصيت با سنت
نسخ آيه وصيت با روايات مذكور از چند جهت اشكال دارد:
١. قرآن، قطعى السند است و دلالتش صريح مىباشد. ظاهر آيه وصيت حاكى از آن است كه حكم موجود در اين آيه، حكمى ابدى و وظيفه مؤمنان و پرهيزكاران است. با اين وصف، آيا صحيح است كه چنين حكمى با روايتى كه سندش مخدوش است، نسخ گردد يا تخصيص زده شود؟ راويان اين احاديث يا مخلّطاند، يا از دروغ گويان روايت كردهاند، يا نمىدانند چه از مغزشان خارج مىشود، يا ضعيف هستند يا با يك كيسه در هم دين خود را مىفروشند، يا كسى را كه از او روايت كردهاند، نديدهاند، يا در مكه حد بر آنها جارى شده ، يا از خوارج بودهاند به طورى كه زبانزد ديگران شدهاند. پس اگر آيهاى از قرآن نسخ مىشود، بايد با آيهاى ديگر از قرآن و يا سنتى قطعى نسخ شود نه رواياتى با اين ويژگيها.
٢. چگونه مىتوان به روايتى اعتماد كرد كه در آن ادعا شده كه پيامبر(ص) در حضور جمع بسيارى كه تاريخ به جز در واقعه غدير نمونه آن را نقل نكرده، خطبهاى ايراد كرد و فرمود: وصيت كردن براى وارث صحيح نيست، در حالى كه هيچ يك از صحابه به جز يك باديه نشين ـ مثل عمروبن خارجه كه روايتى را جز
(٥٣) تهذيب التهذيب، ج١١، ص٣٢، شماره ٧٤.
(٥٤) المصنف، ج٩، ص ٧٠، شماره ١٦٣٧٦.