فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٨ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
اصالت عدم عيب را جريان مىدهيم؛ زيرا غالباً قواى عاقله انسانها از سلامت برخوردار است. (٣٢)
با توجه به تعاريف ذكر شده و بر پايه حديث رفع قلم، انسان در برابر تكاليف و مسئوليتها يا عاقل است يا مجنون، و اگر از ناحيه شرع و عرف در زمره عقلا قرار گيرد، تكليف و مسئوليت خواهد داشت. در غير اين صورت، مسئوليت از او برداشته شده است. بنابراين آنچه برخى از محققان در اثبات نظريه «رشد جزايى» (٣٣) بدان استناد جستهاند، پذيرفته نيست. كسى كه از درك امور بديهى و فطرى چون: مفهوم ظلم و ستم، عدالت ، ارزشمندى جان انسان و قبح قتل نفس كه همگان در سن بلوغ و حتى پيش از آن و در سنين تميز آن را درك مىكنند ، عاجز باشد و تفاوت ميان كشتن انسان با حيوان را تشخيص ندهد، در زمره عاقلان قرار نمىگيرد و نمىتوان وى را به عنوان انسان عاقل و بالغ آزاد گذارد و چون مجنون مىبايست محدوديتهايى را براى رفتارهايش در نظر گرفت؛ زيرا يقيناً قواى ادراكى وى دچار اختلال است. به عبارت ديگر، از نظر شرع و عرف زمان بلوغ براى كسى كه قواى
(٣٢) حسين مراغى،العناوين الفقهيه،ج٢،ص٧٣٢: « العقل والجنون موضوعان معروفان و لو شك في كون شخص مجنوناً او عاقلاً فالأصل أن يكون عاقلاً لأصالة عدم العيب و كون الغالب ذلك».
(٣٣) مرعشى،همان،ص٥.