فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
برخى از حقوق دانان نيز نظير اين تعاريف را براى دو مفهوم عقل و جنون آوردهاند. از نظر ايشان مجنون كسى است كه فعاليت قواى ادراكى او روند طبيعى ندارد و دچار اختلال و نابسامانى است و به اصطلاح مختلّ المشاعر است. در مقابل، قواى ادراكى عاقل روند عادى و طبيعى دارد و مبتلا به اختلال و نابسامانى نيست . (٢٤)
در عرف روان پزشكان، جنون (٢٥) معناى وسيعى دارد كه شامل هر گونه اختلال در قوه تميز و اراده مىشود؛ مثلاً جنون ممكن است به حالتى از بيماريهاى روان پريشى يعنى نابسامانى كامل حيات روانى و اختلال قوه شعور مانند پارانوئيا (٢٦) يا شيزوفرنى (٢٧) در آيد. بنابر اين منشأ آن چه جنون يا ديوانگى ناميده مىشود متفاوت است. (٢٨)
از نظر فقها ملاك در صدق مجنون فهم عرفى است، به اين معنا كه فساد و تباهى عقل چنان اندك باشد، كه به روشنى ظاهر نشود و از نظر عرف مورد توجه قرار نگيرد . بنابراين اگر اختلال در قواى ادراكى شخص به قدرى باشد كه بر عرف نمايان گردد ، چنين شخصى شرعاً مجنون است و احكام جنون بر وى مترتب مىشود و در صورت شك در جنون يك فرد ، به عموماتى از قبيل: {للّه على الناس حج البيت .. } . (٢٩) و { يا ايها الناس اعبدوا ربكم.. } . (٣٠) رجوع مىكنيم (٣١) و ي
(٢٤)ر.ك: صفايى و قاسم زاده، حقوق مدنى اشخاص و محجورين ،ص٢١٤ ؛ مسؤوليت كيفرى : قلمرو و اركان، ص ١١٤.
(٢٥) Psychoses.
(٢٦) Paranoia.
(٢٧) Schizophrenia .
(٢٨)ر.ك:محمد على اردبيلى، حقوق جزاى عمومى،ج٢،ص٨٠و٨١.
(٢٩) آل عمران، آيه ٩٧.
(٣٠) بقره آيه ٢١.
(٣١) ر.ك: عوائد الايام، ص٥١٨.