فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
أعطى كلّ ذى حق حقه فلا وصية لوارث؛ (٣٠)
خداوند حق هر صاحب حقى را داده است، پس جايز نيست كسى براى وارث خود وصيت كند».
سلسله سند اين حديث نيز مشتمل بر اسماعيل بن عياش و شرحبيل بن مسلم است كه پيش از اين در مورد آنها بحث كرديم.
روايت چهارم:نسايى روايت كرده:
قتيبة بن سعيد مىگويد: ابو عوانه از قتاده از شهربن حوشب از عبدالرحمن بن غنم از عمروبن خارجه نقل مىكند كه: رسول خدا(ص) در طى خطبهاى فرمود: إن اللّه قد أعطى كلّ ذي حق حقه، ولاوصية لوارث. (٣١)
روايت پنجم:اسماعيل بن مسعود از خالد از شعبه از قتاده از شهربن حوشب از ابن غنم از ابن خارجه چنين نقل مىكند:
ديدم رسول خدا روى شتر خود خطبهاى ايراد مىكرد و من به قدرى نزديك پيامبر(ص) بودم كه آب دهان شتر كه نشخوار مىكرد، ميان شانه هايم ريخت. پيامبر(ص) طى سخنانى فرمود: ان اللّه قد قسّم لكلّ انسان قسمة من الميراث، فلا تجوز لوارث وصيّة؛ (٣٢)
خداوند براى هر انسانى بخشى از ارث را قرار داده است، پس وصيت كردن براى وارث جايز نيست».
سلسله سند اين دو روايت نيز مشتمل بر شهر بن حوشب است كه سابقاً از وضعيت او آگاهى يافتيم.
روايت ششم:نسايى نقل مىكند:
(٣٠) سنن ابى داود، ج٣، ص١١٤، باب «ما جاء في الوصية للوارث»، شماره ٢٨٧٠.
(٣١) سنن ابى داود، ج٣، ص٢٤٧، باب ابطال الوصيّة لوارث.
(٣٢) همان.