فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - وصيت براى وارث آیة الله جعفر سبحانى
سر تقسيم ارث حضور يافتند، شما وارثان چيزى از ارث را به آنان نيز بدهيد و به طور پسنديده با آنان سخن بگوييد.
مراد از خويشاوندان، برادر متوفاست كه ارث نمىبرد و همچنين عمو، دايى، خاله و عمه با اينكه از خويشاوندانى اند كه ارث نمىبرند، اما ممكن است حسادت آنها برانگيخته شود و از اين رو، شايسته است براى ايجاد مودت، بر حسب لياقتشان، با دادن مقدارى از تركه هر چند به عنوان هبه يا هديه، مورد دلجويى قرار گيرند.
٢. نسخ آيه وصيت با سنت
پيش از اين به بررسى نسخ آيه وصيت با آيه ارث پرداختيم. در اينجا به بررسى نسخ اين آيه با احاديثى مىپردازيم كه آنها را صاحبان سنن روايت كردهاند، اما بخارى و مسلم آن را در صحيح خود نياوردهاند.
روايت اوّل: ترمذى در باب «ماجاء لاوصية لوارث» مىگويد:
على بن حجرو هنّاد و هردو از اسماعيل بن عياش از شرحبيل بن مسلم خولانى از ابى اُمامه باهلى روايت كردهاند:
سمعت رسول اللّه يقول في خطبته عام حجة الوداع: إن اللّه قد أعطى لكل ذي حق حقه فلا وصية لوارث، الولد للفراش و للعاهر الحجر...؛ (٢٠)
در خطبه رسول خدا(ص) در سال حجة الوداع شنيدم كه فرمود: خداوند حق هر صاحب حقى را با او داده است. جايز نيست كسى براى وارث خود وصيت كند. فرزندى كه در خانوادهاى متولد مىشود متعلق به صاحب فراش است و شخص زناكار جز سنگ نصيبى ندارد.
روايت دوم: قتيبه از ابو عوانه از قتاده از شهر بن حوشب از عبدالرحمن بن غنم از عمروبن خارجه روايت كرده است كه:
(٢٠) سنن ترمذى، ج٤، ص ٤٣٣، باب ٥ «ماجاء لاوصيّة لوارث»، ح٢٢٢٠.