فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - «صلح ابتدايى» مسعود امامى
ميرزاى قمى نيز دلالت لفظ صلح بر قطع شقاق و نفاق را مىپذيرد و شمول آن را نسبت به صلح ابتدايى انكار مىنمايد. (٢٧) مرحوم سيد احمد خوانسارى نيز همين احتمال را در لفظ صلح مىدهد ودر پاسخ آن سعى مىكند از رواياتى كمك بگيرد كه به زعم ايشان هيچ سابقه خصومت محققَّ و محتمل در آنها وجود ندارد. (٢٨)
از عبارات بعضى ديگر از فقيهان نيز به دست مىآيد كه آنان نيز سابقه نزاع و خصومت را در اطلاق واژه صلح پذيرفتهاند. (٢٩)
بعضى از فقها معناى لغوى «صلح» را مترادف الفاظى همچون «صفح»، «اعراض»، «تجاوز» و «رفع يد» دانستهاند (٣٠) . مرحوم محقّق اصفهانى بهترين و نزديكترين معنا به واژه «صلح» را معناى «سازش» و «سازگارى» در فارسى مىداند و اضافه مىكند قول كسانى كه «تجاوز» را معناى «صلح» دانستهاند، سخيف است. (٣١)
چنان كه ملاحظه شد سخنان فقهاى شيعه در باره معناى لغوى «صلح» كم و بيش مضطرب و ناهمگون است و اين تنها بدين جهت است كه برخى از آنان سعى نمودهاند ميان معناى لغوى «صلح» و قول مشهور ميان شيعه بر مشروعيت صلح ابتدايى جمع نمايند، هرچند جمع قابل توجهى از آنان اعتراف كردهاند كه در معناى صلح، پيشينه خصومت و نزاع موجود و يا محتمل ضرورت دارد.
(٢٧) قمى، ابوالقاسم، جامع الشتات، مؤسسه كيهان، تهران، ج٣،ص ١٢١، ٢١٣ و ١٥٢.
(٢٨) خوانسارى، سيد احمد، جامع المدارك، مكتبة الصدوق، تهران، ١٤٠٥، چاپ دوم، ج٣، ص ٣٩٣.
(٢٩) عاملى، سيد محمد جواد، مفتاح الكرامه، دارالتراث، بيروت، ١٤١٨، چاپ اوّل، كتاب الدين و توابعه، ج٢، ص ٨٠٨. صدر، سيد محمد، ماوراء الفقه، دارالاضواء، بيروت، ١٤١٧، چاپ اوّل، ج٥،ص ١١١.
(٣٠) شيخ الشريعه اصفهانى، فتح الله بن محمد، نخبة الازهار، المطبعة العلمية، قم، ١٣٩٨، ص ٢٤٨. رشتى، حبيب اللّه، فقه الامامية، مطبعة الحيدرى، تهران، ١٣٩٥، چاپ اوّل، ص ١٦.
(٣١) اصفهانى، محمد حسين، حاشية المكاسب، دارالذخائر، قم، ١٤٠٨، چاپ دوم، ص ١٧.