فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠ - پيوند اعضا
در مورد بحث نيز حدّى كه به آن امر شده، اين است كه دست دزد قطع شود و بدون دست بماند. بريدن دست، راهى براى اجراى فرمان خداوند است، و گرنه واجب و هدف نهايى، بىدست ماندن دزد است و آن است كه مايه عبرت ديگران قرار مىگيرد.
با تمام اين حرفها، كسى مىتواند اين مدّعا را نپذيرد و ادعا كند كه حدّ و واجب، جز قطع عضو و ايجاد جدايى ـ هر چند اثر آن باقى نماند ـ نيست، و همين قطع، مجازات و توهين به وى مىباشد و با اطلاع ديگران، مايه عبرت خواهد بود.
ب) اخبار معتبر مستفيضى كه از آنها استفاده مىشود حدّ، اثر قطع ـ يعنى جدايى پس از قطع ـ است. در صحيحه محمد بن قيس از امام باقر(ع) آمده است:
اميرمؤمنان(ع) در باره دزد چنين قضاوت كرد كه در مرتبه نخست دست راست وى قطع مىشود و در مرتبه دوم پاى چپ وى قطع مىشود و در مرتبه سوم، زندانى مىشود.
پاى راست او قطع نمىشود تا بتواند با آن براى اجابت مزاج برود. دست چپ او هم قطع نمىشود تا بتواند با آن غذا بخورد و استنجا كند. سپس فرمود: از خداوند خجالت مىكشم با دزد به گونهاى رفتار كنم كه از هيچ چيزى نتواند استفاده كند؛ ليكن وى را زندان مىكنم تا در زندان بميرد... (٦١)
(٦١) وسائل الشيعه، ج١٨، باب ٥ از ابواب حد سرقت، ص ٤٩٢، ح ١.