است زيرا، ممكن است هلال قابل رويت، پس از گذشتن از افق هاى شرقى متولد شود.
٨. زمانى كه ماه از محاق در آيد و براى اولين بار هلال شرعى قابل رؤيت درافق خاصى شكل گيرد به طورى كه قبل ازآن هلالى در آن افق وجود نداشته باشد، دراين صورت نسبت افق ها به اين افق برحسب اختلافشان درطول جغرافيايى، متفاوت خواهد بود. بنابراين افق هايى كه در غرب آن افق قرار دارند، در آخر روز يا وسط روز و يا اوايل روز هستند در حالى كه افق هاى شرقى را شب ضوشانده و در نيمه شب يا پايان شب هستند. با اين وصف، چه شيوه اى رابراى شناخت آغاز ماه قمرى بايستى اختيار كرد؟
دراين جا چند احتمال وجود دارد:
الف) ثبوت ماه، امرى مطلق است نه نسبى، به اين معنا كه شكل گيرى هلال و قابليت آن براى ديدن در هر نقطه از نقاط جهان سبب ثبوت ماه شرعى در تمامى جهان مى شود. به عبارت ديگر خروج ماه از محاق در وقت غروب خورشيد در هر نقطهاى از نقاط جهان، آغاز ماه قمرى براى تمامى آفاق محسوب مىشود.
ب) ثبوت ماه درهر نقطه از نقاط جهان سبب ثبوت ماه شرعى در آفاقى است كه در جزئى از شب، اگرچه يك ساعت،با آن افق مشترك باشند، بدون تفاوت ميان آفاق غربى و آفاق شرقى. بنابراين ثبوت ماه يك امر نسبى است اما دردايره اى بزرگ. وجه اشتراك اين احتمال بااحتمال اول دراين است كه خروج ماه از محاق در هر نقطه اى از نقاط جهان در وقت غروب خورشيد، آغاز ماه شرعى در شهرهايى است كه با شهرى كه هلال درآن ديده شده است در جزئى ازشب مشتركند.
ج) امكان رؤيت هلال، كه آغاز تولد شرعى هلال است، سبب حلول ماه شرعى براى نقاط ى است كه هنگام غروب خورشيد و درصورت عدم مانع، هلال ماه در آنها ديده مى شود. چنان كه وضعيت افق هاى غربى نسبت به افقى كه هلال درآن ديده شده، چنين است. اما زمان، ماه شرعى ناميده نمىشود مگر پس از غروب خورشيد در هر افقى كه براى انسان در صورت عدم مانع،امكان رؤيت هلال وجود داشته باشد.
احتمال اول را نمى توان پذيرفت، زيرا بدين معنا است كه بپذيريم ماه شرعى در برخى